جنگ! هميشه نه!
30 ژانویه 2005 107 دیدگاه
وقتی میگويم مخالف «اعدام» هستم ديگر چون و چرا و اگر و مگر و ماده و تبصره برایاش نمیگذارم. اعدام تحت هر شرايطی و هر انگيزه و هر «هر» ديگری غلط است و من مخالف آن هستم. ساير اصول بنيادی که به آن رسيدم هم همينطور است. مانند «آزادی بيان»، «حقوق کودکان»،… و «جنگ». من مخالف جنگ هستم هر جنگی! «جنگ رهاییبخش» و «جنگ دفاعی» و … هر جنگی در جهان بايد متوقف شود. موشک و بمب و توپ و تفنگ بايد به موزهها سپرده شود. پس هر وقت بشنوم جنگی در جایی صورت گرفته است و کسی دارد برسر کسانی بمب میريزد و کشوری را اشغال میکند بدون آن که طرفهای درگير چه کسانی هستند اصل جنگ و کشتار را محکوم میکنم. در جنگ هيچ نعمتی نيست که سراسر نکبت است. اين از حرف اولام.
شايد بگوييد با ديدی رمانتيک برعليه جنگ مینويسم. راست میگوييد اگر بخواهيم کشته شدن انسانها را ملاک قضاوت خود قرار دهيم بايد مدافع حملهی نظامی آمريکا به ايران باشيم. کشتههایی که ما طی يکسال در تصادفات رانندهگی، زلزله، انفجار قطار، ريزش کوه، آتش گرفتن مدرسه، قتلهای ناموسی… در کشورمان داشتهايم بيش از هر جنگی بوده است و مسلما در اولين سالی که حکومتی تااندازهیی کارآمد برسرکار بيايد جبران تمام اينها میشود. حکومتی که سيستم حملونقل جادهیی را اصلاح کند و ميزان مرگ و مير و تصادفات را 50 درصد کاهش بدهد از مرگ 13 هزار نفر در سال جلوگيری کرده است. آيا مردم عراق 13 هزار کشته طی حملهی آمريکا داده اند؟
اما بحث در اين نيست. صادقترين مدافعين حملهی آمريکا به ايران به اين خيال خوش دلسپردهاند که آمريکا حکومت ايران را فلج میکند و بعد مردم میتوانند انقلاب کنند و قدرت را بهدست بگيرد اين خيالی خوش بيش نيست. آمريکا برای حاکميت مردم به جايی لشکر نمیکشد که اگر حکومتی که دنبال منافع ملی هم باشد (اگر اصولا قايل به چنين منافعی باشيم.) در ايران برسرکار باشد منافع آمريکا و جهان سرمايهداری از آنچه اکنون است بسيار کمتر خواهد بود. کدام وضعيت بهتر است حکومت ديکتاتوری که نيروی کار را استثمار میکند و منابع زيرزمينی را به يغما میبرد و مستقيم و غيرمستقيم ارزش اضافهی توليد شده را به کام سرمايهداری جهانی میريزد يا حکومت دموکراتيکی که توسط مردم کنترل میشود و نمیتواند به استثمار مضاعف بپردازد و درجهی استثمارش در حد ساير کشورهای سرمايهداری است؟
آمريکا برای تسهيل انقلاب به ايران حمله نمیکند اگر روزی به ايران حمله کند برای جلوگيری از انقلاب است. آمريکا مجبور است بين «بد» و «بدتر» يکی را انتخاب کند يا حکومت ايران را به حکومتی باثبات در چارچوب سرمايهداری جهانی تبديل کند و انقلاب پيشرو را به عقب بياندازد؛ يا منتظر انقلابی باشد که شايد برای هميشه ايران را از نظام سرمايهداری خارج کند. آمريکا از اين فاجعه میترسد. آمريکا از انقلاب وحشت دارد زيرا انقلاب حتا وقتی شکست میخورد خواستهها و حقوقی را ايجاد میکند که پرداختاش برای سرمايهداران دشوار است.
به هر حال تغيير حکومتها از بالا و توسط ديگران هرگز منافع درازمدتی برای مردم هيچکشوری فراهم نياورده است تنها و تنها تغيير از پايين و توسط خود مردم میتواند تغييرات وسيع در زندهگی اجتماعی ايجاد کند.
دو نکته:
1- در اين متن کوتاه به اين موضوع که آيا آمريکا به ايران حمله میکند يا نه اشاره نشده است. اين بحث ديگری است.
2- وقتی صحبت از آمريکا يا جامعهجهانی سرمايهداری يا… میکنم مسلما اين نکته را از نظر دور ندارم که ما با کليت واحدی روبهرو نيستيم. يعنی مفهومی مانند آمريکا منافع واحدی را نمايندهگی نمیکند به همين دليل در دل آن تضادهای خاص خودش وجود دارد و مسلما در بين صاحبان قدرت در آمريکا يا حتا حکومت آمريکا اختلافنظرهای زيادی وجود دارد. وقتی از آمريکا نام میبرم برايند جهتگيري کلیاش مورد نظر است.

اقبال گرامی ۱۱۳
آخه من ديگه چی بگم با اين خزعبلاتی که نوشته ای ؟
خودت بگو !!!
اولا تو چگونه ميتونی بگی که من دشمن کمونيست ها هستم !!!!!
من هيچ دشمنی با کمونيست ها ندارم خودم هم قبلا کمونيست بوده ام بابا باور کن !! و چون کمونيست بوده ام و درمان يافته ام ( چون معتقدم که ايده ئولوژی يک
نوع بيماريست ) به روشنی ميتوانم اشکال و علائم اين بيماری را ببينم .
چطور ميتوانيد بيماری ئی را که نميشناسيد درمان کنيد ؟
بهر حال این بیماری آنچنان هم خطرناک نیست زیرا ما اکنون در ایران میلیونها ایرانی مخالف این رژیم و ستم کشیده داریم که به نوع دیگر بیماری تو دچارند و این نوع نوع مذهبی آن است .
حضرت آقا
البته که برای من رفتن خامنه ای و تشکیل جکومتی از نمایندگان همه گروهها و احزاب نهایت آرزوست
چرا که نباشد هان چرا نباشد مگر من مانند تو در توهماتم زندگی میکنم که فقط یک سری شعار تو خالی بدهم ؟
و به انتظار روزی که حداقل حالا حالاها نخواهد آمد گودو وار یک دایره را دور بزنم ؟
میدونی دوست گرام اشکال امثال تو این است که همانگونه که اخوندها برای مردم یک لولو به نام گناه و پرهیز از گناه و گناهکار و خلاصه لولوئی به نام گناه رو میکنند تا آنان را کنترل کنند
امثال تو هم یک لولو به نام سرمایه وسرمایه داری و کاپیتالیسم رو میکنید که با ترساندن مردم از سرمایه داری بتوانید ایده های صد سال پیش – گند زده در مرحله تحقق خود را به مردم بفروشید .
میخواهد خوشت بیاد میخواهد بدت بیاد هر دوی این کارها از نظر من فریب مردم است و بس
برای بار هزارم میگم کشور ایران دارای گروه های مختلفی از ( مــــــردم )است که نماینده هر گروه باید در قدرت بعدی سهیم باشد .
حتی نماینده پرت و پورتهائی چون تو و همفکرانت . نانا
نانا جان!(110)
بیانصافی میکنی! در مورد حرفهای تو اينجا بحث شده است و حرفهای تو خوانده میشود و خود من هر جا لازم باشد در موردش مینويسم. اما قبول کن نمیتونم روی همهی ماسيل متمرکز بشم. ضمنا پاسخ تو را دادن دلشير میخواهد که خيلیها ندارند. مثلا ببين اين اقبال را چطور تيکه پاره کردی؟ دو جمله در مورد تو درست يا غلط نوشت و تو آنچنان تومارش را پيچاندی که بيا و بنگر! به هر حال اگر ما میخواهيم جامعهی دموکراتيکی داشته باشيم که عقايد مختلف آزادانه در ان مطرح باشد بايد ضريب تحمل خود را افزايش دهيم.
کنجکاو عزيز!(98)
حرفهای متين و مستدلات مثل هميشه به دل نشست. البته در مورد نظر شاملو دربارهی فردوسی کمی چونوچرا دارم که بماند سر وقتاش.
بهرام عزيز!
موضوع خيلی ساده است. زندهگی آزادانه و مرفه در آمريکا مابهآزایی دارد که آن همين جهانی است که میبينی درک اين موضوع بسيار مهم است. اگر در شمال شهر تهران عدهیی در رفاه و برخوردار از آزادیهای نسبی بسر میبرند و در جنوب شهر تهران اوضاع اينگونه نيست. دليلاش اين نيست که مردم جنوب شهر نمیفهمند زندهگی آزاد و مرفه چيست دليلاش اين است که رفاه مردم شمال شهر روی دوش مردم جنوب شهر بنا شده است. آمريکا اگر دنبال اين بود که نظامی مانند نظام آمريکا را در جهان تکثير کند الان بايد بسياری از کشورهای دنيا که مستقيم و غيرمستقيم زير نفوذ آمريکا هستند بهشت دموکراسی میبودند.اين از اين.
گرفتن آزادی به دو شيوه امکانپذير است يکی با چماق ديگری با بلندگو! در طول تشکيل دولت آمريکا کموبيش هميشه دو حزب که جایشان را به هم میدادند بوده است. ديديدم سيستمی مانند سيستم شوروی امکان سقوط بدون خونريزیاش بود. کمونيستهای روسی سقوط کردند و ليبرآلها جایشان را گرفتند تقريبا بدون خونريزی! کاری ندارم که بعدها يلتسين و پوتين چقدر جنايت کردند. آيا امکان دارد که نظام آمريکا بدون خونريزی و از راه انتخابات به رژيمی کمونيستی تبديل شود؟ کمونيستی سرشان را بخورد آيا امکان دارد حزبی بهجز جمهوریخواه و دموکرات برسرکار بيايد؟ پول و قدرت و مافيا و رسانهها… رئيسجمهور تعيين میکنند و بعضی وقتها که موضوع خيلی جدی هست، مانند کندی، رئيسجمهور را ترور میکنند و بعضیوقتها کار به تقلب و سوراخ شماری میافتد اما هميشه همين دو حزب هستند و هيچ حزب سومی نمیتواند قد راست کند. اين هم از اين.
من با حکومت ايدئولوژيک مخالف هستم و به نظر من حکومت کمونيستی نمیتواند حکومت ايدئولوژيک باشد! اما تو که ضدعرب هستی به حکومت ايدئولوژيک معتقدی مثلا اگر منافع ملی با اين دشمنیات با عربها در تضاد باشد آنوقت منافع ملی را زيرپا میگذاری تا به دشمنیات بپردازی! ايدئولوژی نژادپرستانهی تو يکی از خطرناکترين نگرشهای است که آيندهی ايران را تباه خواهد کرد. عربها هم يکی از اقوام ايرانی محسوب میشوند و هم همسايههای ما هستند اگر با آنها اينگونه دشمن باشيم که حکم قتلشان را صادر کنيم. چه جهنمی درست خواهد شد.
نبودن اتحاد ایرانیها به دليل اينه که همه گروهها ميخوان فقط خودشون اون قدرت اصلی و کذايی رو به دست بگيرن…هیچکدوم نمیدونن که این دمکراسی نیست..وگرنه اتحاد و حکومت دمکراسی که ميشه قدرت در دست احزاب ….میشه با هم کنار امدن به نفع ملت ….و نه حزب مخصوص….همه اين گروهها هم اين رو ميدونن ولی!!!!! سواد سياسيشون هنوز کمه….به اين دليل اتحاد نيست…..
براي من جالبه
هميشه يه منتقد سرسخت چپ در وبلاگ شبح پيدا ميشه، هميشه هم همون حرفهای تکراری را می زنه.. گولاک، کره، استالين و…
(ايکس عزيز) فکر نمی کنی که اينکه هر بار با يک اسم يک مشت حرف تکراری را پشت سرهم قرقره کنی خیلی بدجور تابلوست؟ ازآدم خردگرایی مثل تو اینطور ((گاف)) دادنها بعید است..
helo
how are u?
fine?
i,m parsa and 19 years old.i want to read the article about that the god is not true,i would be much oblige if type them on your site.please write about your reason ,why the god is noy true and there is no god?