زن ستیزی در «ماهواره»ی مدیری
8 ژانویه 2011 83 دیدگاه
ما همه، زن یا مرد، با فرهنگ مردسالارانه بار آمدهایم فرهنگی که گاه رنگ دینی هم به خود گرفته است و تا مغز استخوان نفوذ کرده است اکنون که کمی از آن خواب غفلت بیدار شدهایم و در مورد حقوق زنان و برابریهایشان بیشتر میدانیم باز گاه خوابگردوار همان راهی را میرویم که از سوی سیستم و فرهنگ مردسالار در اعماق ناخودآگاه ذهنمان حک و منقوش شده است و به چیزهایی میخندیم که باید اشکمان را درآورد، طنزهایی که مراکز حساس مردسالاریمان را غلغلک میدهد و از ما خنده میگیرد. برنامهیی که اخیرا از مهران مدیری و گروهاش روی اینترنت منتشر شده است یکی از این گونه چیزهاست.(۱) در این نوشتار سعی میکنم تحقیر زنان و نگاه مردسالارانه به زنان را که در این فیلم نقش غالب را دارد طبقهبندی شده ارائه دهم.
الف. مردانی شبیه زنان
اولین جمله بعد از دیدن برنامههای ماهوارهیی، با خانواده، توسط مرد خانواده گفته میشود و این عبارت است:«این پسره یا دختر؟» در طول تمام فیلم از «مانند زنان نشان دادن مردان» برای مسخره کردن آنان استفاده میکنند و زنی را هم که دربرنامهی «عشق و عاشقی» نشان میدهند که مثلا مدافع حقوق زنان است «مردانه» و «خشن» است. برنامهیی که «بنفشخواه» اجرا میکند و مردی را در حال رقصیدن نشان میدهد سرانجام به این موضوع ختم میشود که کسی تلفن میکند و دربارهی رفاقتشان در «پارک دانشجو» سوآل میکند. همه میدانیم «پارک دانشجو» محل قرار و مدار همجنس گرایان و تغییرجنسیتدادهگان است. در واقع میخواهد به این شکل مجری رقصنده را «همجنسگرا» توصیف کنند. این البته تنها از همجنسگراهراسیشان نیست و ربطی به نقد همجنسگرایی و رابطهی جنسی دو مرد با هم ندارند مسئله این است که رابطهی جنسی را رابطهیی دوجانبه نمیدانند و آن را رابطهی «فاعلی-مفعولی» برمیشمارند و در رابطهی «مرد-زن» مرد را «فاعل» و زن را «مفعول» میدانند و حالا هر وقت بخواهند مردی را در رابطهی جنسیاش با مرد دیگری تحقیر کنند او را «مفعول» میخوانند و جایگاه «زن» را در رابطهی جنسی «مرد-مرد» به او میدهند. در جایی هم که برنامه توسط «زن» و «مرد» اجرا میشود و فال حافظ میگیرند مجری مرد با خواندن شعری از حافظ به مجری زن میگوید:«میخواهید من «کون» را توضیح میدهم تو «مکان» را». از این دست ارجاعات زیاد است.
ب. زنان با تنفروشی کارهایشان را پیش میبرند.
در بخشی که در مورد خروج غیرقانونی خوانندهی زنی صحبت میشود. با بازی کردن با واژه «خونگرم» و «خونسرد» میخواهد نشان دهد که ایشان برای خروج غیرقانونی و بعد در کشور ترکیه تنفروشی کرده است و بعد هم با خود آقای مجری رابطه جنسی داشته است و خلاصه تمام موفقیتاش در گروی تنفروشی بوده است.
پ. ناسزاهای جنسی
آنقدر ذهن نویسندهی برخی از بخشها آلوده به مردسالاری و زنستیزی ست که حتا وقتی میخواهد دارویی برای مجری یکی از برنامهها تجویز کند میگوید:«یک گرم تریاک، چند تار موی یک زن بدکاره، مدفوع بچهی حرامزاده، اسفند و پوست پیاز…» بعد مجری میگوید: «توی این نصف شبی من اسفند و پوست پیاز از کجا گیر بیارم» به عبارت دیگر «تریاک» و «زن بدکاره» و «مدفوع بچهی حرامزاده» همه جا در دسترس این آقایان هست. ناسزای رکیکی مانند «پوفیوز» بارها گفته میشود و این ناسزا کاملا بار مردسالارانه دارد و به مردانی گفته میشود که «غیرت» ندارند. سخیفترین توهینی هم که صورت میگیرد این است که مردی را میآورند به عنوان مادر یکی از برنامهسازن تلویزیونی به ۲۰ هزار دلار به فروش میرسانند.
ت. مردی و مردانهگی و رابطهی جنسی از موضع قدرت
همانطور که در بخش «الف» گفته شد. اصولا در دیدگاه مردسالارانه ربطهی جنسی کامجویی مردانه از زنان است به همین دلیل وقتی مردان همجنسگرا را میخواهند به سخره بگیرند نقش «مفعولی»شان را متذکر میشوند وگرنه مردان «فاعل» که مردترند. وقیحانهترین قسمت فیلم آنجاست که مسایل سیاسی را با داروهای تقویت جنسی آقایان مقایسه میکند و عبارتی از این دست به کار میبرند:
«مهمان: افزایش طول نارضایتیهای مدنی،(با دست نشان داده میشود.) برطرف کردن ناتوانی جسمی فعالان سیاسی، تحرک بیشتر جنبشهای مدنی به وسیلهی (از مجری سوآل میکند: اسپانسر؟ و مجری پاسخ میدهد: ویبراتور)
…
مجری: حالا خیلیها تماس میگیرن میگن طرف مقابل هم ننشسته یه مخالفتی یه ممانعتی هست به هر حال جواب اونا رو چی میدین؟
مهمان: مسلمه! شما مسلمه وقتی چه میدونم از بزرگ کننده استفاده میکنید طرف که نمیشینه نگاه بکنه که، اونم مسلما از سفت کننده نهاد اجتماعی از اون طرف فعالان سیاسی شو میآره شما فقط تنها راهش اینه که شلوغ بکنید از هر طرف که میشه نذارید طرف تکون بخوره… »
موخره
چندی پیش مطلبی نوشتم به نام «مردسالاری به رنگ سبز» و درآن به یورشی که علیه «لیلا اوتادی» صورت گرفته بود پرداختم. برخی از دوستان ایراد گرفتند که چرا گفتهام «جنبش سبز در حالی که در این یورش همه طرز فکری بود.» شاید در آن مورد حق با آن دوستان بود اما حالا چه میگویند؟ در سایت بالاترین و در یوتیوب چه کسانی به این ویديو این هم امتیاز مثبت دادهاند؟ چه کسانی در فیسبوک و جاهای دیگر از آن دفاع میکنند؟ سلطنتطلبها؟ وقتی فیلمی چنین مستهجن و غیراخلاقی و در عین حال نامنصفانه با استقبال وسیع روبهرو میشود نباید نگران سقوط اخلاقی در جامعه بود؟ جامعهیی که زمانی قهرماناش «غلامرضا تختی» بود که با دیدن مچ معیوب حریف از خاک کردن حریفاش با استفاده از فشار وارد کردن بر آن مچ خودداری میکند حالا به روزی افتاده است که از این گونه فیلمها حمایت میکند؟
پانویس
۱) نقد آثار کسانی که میشناسیشان و چشم در چشم میشوی، گاهی، و سلامی و محبتی در جریان است سختتر است، گویا، اما چه میتوان کرد که «حقیقت از افلاتون بالاتر است» و نمیتوان آن را پای هیچ مصلحتی قربانی کرد. این را گفتم تا گفته باشم اصولا نسبت به «مهران مدیری» چه سالها پیش که در رادیو همکار بودیم و چه بعدها که گه گاه اینجا و آنجا میدیدم دید مثبتی داشتم به عبارت دیگر جزو کسانی که اصولا با او خوب نیستند نیستم.

چه جالبه دیدگاه بنده و شما در عین شباهت ، دور از هم قرار میگیره ! شاید بحث طولانی بطلبد .
البته خاطر نشان میکنم معمولا نظر من یک کم مطابق معیارهای فرهنگی و دیدنی ما گناهگارانه تعبیر میشود .
مقصود من از جذابیت لزوما زیبایی و جنسیتی نیست اگر چه زیبایی و جنسیت را نفی نمی کند . قدرتی است که شاید به نوعی متافیزیکی باشد . سعی می کنم یک مثال خیلی سطحی بزنم تاکید میکنم خیلی سطحی.
سنگی جلوی راه یک زن قرار گرفته که اجازه عبور به او نمی دهد . یک مرد با زور بازو میتواند این سنگ را بلند کند ولی یک زن نه . زن از مردی میخواهد که این کار را انجام دهد و مرد سنگ را بر میدارد . راه عبور برای زن باز شده است. زن زور بازو ندارد و لی در عوض توانایی مجاب کردن دارد .این توانایی میتواند اظهار عدم توانایی زور بازو باشد! اینکه این توانایی زن صرفا یک بحث جنسی باشد مثال این است که جسارتا زور بازوی مرد را به زور یک گاو شباهت دهیم
اصلا اینکه بخواهیم جذابیت یک زن را جدای از یک زن در نظر بگیریم ، یک نگرش مردسالار است . مفهومی که شما از رسیدن به شایستگی عنوان کردید با ایده های مردانه مطابقت دارد . یعنی زن را به سمت مردشدن هدایت کنیم .نفس جذابیت میتواند بخشی از شایستگی باشد . تکرار میکنم که این جذابیت لزوما زیبایی نیست . مثلا گشاده رویی و خوش سخنی یک آقای معمارمتوسط میتواند در همان زمینه تخصصی او را به مدارج بالاتری نسبت به یک معمار حرفه ای عبوس برساند.
این همان بحث جذابیت است . جذابیت بخشی از شایستگی است.
نمی دانم چقدر موفق شدم که حرفم را بزنم ، دامنه اندیشه فراخ است و مجال سخن کوتاه .
ساقی عزیز،
خوب است که به موضوع دقیقتر نگاه کنیم. مسلما اینجا بحث اخلاقی ای مذهبی نمیخواهیم بکنیم و صرفا از دیگاه منطقی و انسانی به مسئله نگاه میکنیم.
میگوید: «مقصود من از جذابیت لزوما جنسیتی نیست» جذابیت را اگر از جنسیت جدا کنیم مشترک میشود بین زن و مرد و نمیتوان خصوصیتی زنانه یا مردانه تلقی شود. همانطور که خودتان هم گفتید مردان خوشاخلاق و بداخلاق، جذاب و غیرجذاب هم داریم و اگر این بخشی از شایستهگی باشد پس بحث ما موجبیتی ندارد. شما موضوع را دور میزنید به همین دلیل است که کار به متافیزیک کشیده میشود. مسئلهی دخالت دادن جذابیت زنانه در مثلا گرفتن یک شغل وقتی مطرح میشود که آن جذابیت ربطی به شایستگی شغلی نداشته باشد بستگی به سرویس دادن به آقای انتخاب کننده داشته باشد. مثلا مردی میخواهد حسابدار برای ادارهیی انتخاب کند. دو زن میآیند یکی حسابداری بسیار میدانند خوشبرخورد هم هست زیبا هم هست اما حاضر نیست با آقای انتخاب کنند بخوابد یا برایش عشوه بیاید زن دیگری میآید که نه سواد درست حسابی دارد و نه حتا زیباتر و خوشبرخوردتر از زن قبلی است اما راحتتر میخوابد یا حداقل وانمود میکند و عشوهاش را میآید. انتخاب زن دوم هیچ ربطی به ماوراء طبیعه و جذابیت زنانه و شایستگی ندارد! اگر منظور شما این است که خانمهای خوشبرخورد و زیبا و خوشفکر شایستهگی بالایی و حتا بیشتری از بسیاری از مردان برای بسیار از مشاغل که نیاز به روابط عمومی قوی دارد خب اختلافی با هم نداریم و حرف شما درست است.
اما در مورد مثال، به قول خودتان سطحی، که زدید باید بگویم این مثال چیزی را نشان نمیدهد. مرد یا زنی بسیار ضعیف از نظر بدنی میتواند با چند اسکناس کوه را جابهجا کند نیاز به هیچگونه جذابیتی هم ندارد!
زنانی که تصور میکنند نیروی ماوراء طبیعی خارقالعادهیی دارند و میتوانند مردان را به کارهای خال العاده وادارند روزی چشم باز میکنند و میبینند زندهگی را باختهاند سنگی از جلوی پایشان برداشته شده است و بر روی کولشان گذاشته شده است.
نه مثل اینکه باز هم نشد ! مقصود من از متا فیزیک ، اخلاق و مذهب نبود ،مقصودم چیزی فراتر از مادیت بود.
ببینید موردی که شما در حوزه شایستگی به آن میپردازید ، ممکن است خیلی منطقی و درست باشد ، اما مقصود من این نبود.
شما باز هم جذابیت را در انتخاب حسابدار جنسی نگاه کردید. زن اول میتواند ازقدرت زنانگی خود استفاده کندو بسیار جذاب تر یاشد و این مستلزم آن نیست که با آن مرد بخوابد یا وانمود کند چنین قصدی دارد. در ضمن مثال شما برای زمانی جواب میدهد که مرد مورد نظر دنبال شهوترانی باشد – که جسارتا از این مردان بسیارند. پس اینجا مشکل فقط عشوه گری زن نیست چون مرد هم با او همدست است . من در این فرضیه کاملا با شما مخالفم ، مرد مورد نظر شاید به خاطر شهوت و منافع ، زن دوم را انتخاب کند اما لزوما به معنای برتری دادن به زن دوم نیست.
تئوری شما فقط زمانی جواب میدهد که مرد شهوتران باشد . اما اگر نباشد چه؟ چطور یک زن میتواند اورا تحت تاثیر قرار دهد؟ این جذابیت مقصود منست . برای مثال برای یک مرد سهل الوصول نبودن یک زن میتواند جذابیت باشد و او را تحت تاثیر قرار دهد.
در خصوص مثال سطحی من بحث پول در این میانه نقشی ندارد. پول ابزار دیگری است برای باز شدن راه عبور . اتفاقا مساله همین جاست . که راه عبور بدون پرداخت هزینه باز شده است.
جذابیتی که من از آن سخن میگویم ، جذابیتی است که از ویژگیهای زنانه است . بله مردها هم به طریقی دیگر میتوانند چنین جذابیتی در حیطه مردانگی شان داشته باشند . بگذریم که دنیا در حال تغییرات اساسی است اما تا آدمی بوده ، زن از لحاظ جنسیتی ( با جنسی استباه نشود) برای مرد جذاب ترو تاثیرگذارتر بوده تا بالعکس.
در آخر احساس میکنم که از جانب شما به این مظنونم که مردان را در برابر زنان بی اراده و بازیچه فرض کرده ام که میتوانند آنها را به هر کار خارق العادهای وا دارند . نه مقصود من چنین چیزی نبوده است . چون همان جذابیت به من توصیه میکند: به مجرد اینکه سنگ برداشته شد ، ذره ای درنگ نکن و فرار کن ، والا واقعا ممکن است سنگ را روی دوشت ببینی!
ساقی عزیز،
کلی از جملهی اخر خندیدم. فکر میکنم با نظرات هم آشنا شدیم. چند نکته را فط یادآوری میکنم.
۱- منظورم از این که گفتم بحث ما اخلاقی یا دینی نیست اشاره به موضوع متافیزیک نداشت به این جملهی تو برمیگشت:«نظر من یک کم مطابق معیارهای فرهنگی و دیدنی ما گناهگارانه تعبیر میشود.»
۲- مسلما من نمیخواهم از جرم مرد شهوتران بکاهم و مشکل را از جانب زن اغواگر بدانم.
۳- مراقب مردان باشید اگر دستانی قوی برای برداشتن سنگ داشته باشند ممکن است پاهای قوی هم برای دویدن داشته باشند و نگذارند فرار کنید. من توصیه میکنم چند زن و مرد هم زور پیدا کنید و خودتان هم دستبکار شوید و با کمک هم سنگ را بردارید و متافیزیک و تاثیر جذابانه بر روی مردها را فراموش کنید تاریخ نشان داده است این بازی زن جذاب-مرد قوی در کل بهسود مردان است.
این خیلی بده که شما نتونید یه نکته مثبت توی این فیلم پیدا کنید و بعد سعی کنید نقد خودتون را به همه بقبولونید
شما ببینید هدف کلی چی بوده ؟ طرف بعد از دیدن این فیلم به چه تنیجه ای می رسه ؟ نه اینکه وسایل رو کنکاش کنید ..
این وسایل ابزاری هستند برای هدف ….خوب یا بد ، هدف مهمتره
شما بودید برنامه های ماهواره رو چه طور نقد می کردید ؟ شما یه فیلم ساز ، چه فیلمی می ساختید ؟
شما که ادعای نقادی دارید ؟
عارف عزیز،
اتفاقا موضوع دقیقا سر این است که مهم نیست این فیلم نکتهی مثبت داشت یا نداشت. چیزی که غلط و نادرست است همان «هدف کلی ست» میپرسید «طرف بعد از دیدن این فیلم به چه نتیجهای میرسه؟» از نظر من سازندهگان فیلم میخواهند «طرف» به این نتیجه برسد که ماهواره از اول تا آخرش ضداخلاقی و مضرر برای کودکان و از نظر سیاسی مشتی لاطائلات است و باید کلا ماهواره را کنار گذاشت و به خوب و بد «صدا و سیما» ساخت.
در پاسخ سوآل دوم که پرسیدید:«شما بودید برنامه های ماهواره رو چه طور نقد می کردید؟» من اگر بودم اساسا برای صدا و سیما نقد علیه ماهواره نمیساختم چون میدانستم نمیتوانم منصفانه نقد کنم و خوبیها و بدیهای ماهواره را بگویم و فقط باید سیاهنمایی کنیم. برای همین در تمام کارهایی که من برای «صدا و سیما» ساختم هرگز به موضوعاتی نپرداختهام که حتا وقتی حرف درستی قرار است بزنم اما همه جانبه نباشد. مثلا من از «رژیم شاه» و فساد و ظلم و بیعدالتی که در آن نظام میشد متنفرم اما حتا یک دیالوگ علیه آن نظام در هیچ کدام از کارهای من نمیتوانید ببینید چون در شان خود نمیبینم که زیر عبای قدرت بیستیم و چوب به مرده بزنم. نقشهای منفی کارهای من «اکبر ابوالحسنی» و «اسماعیل جلوه» هستند و قهرمانان «منیژه گرگرو» «مجید صحرایی» «منصور پوروطن» «پرستو پروانه» «غلامرضا قاسم آبادی»…
«از نظر من سازندهگان فیلم میخواهند «طرف» به این نتیجه برسد که ماهواره از اول تا آخرش ضداخلاقی و مضرر برای کودکان و از نظر سیاسی مشتی لاطائلات است و باید کلا ماهواره را کنار گذاشت و به خوب و بد «صدا و سیما» ساخت.»
سلام
این یه برنامه طنز هست ، آیا می شه توی یه برنامه طنز از مزایای ماهواره گفت ؟ شما بودید چه سکانسی می ساختید ؟ تا حالا بهش فکر کردید.چه طوره به جای نقد ، بریم روی رینگ ؟ چی می ساختید ؟ کسی می تونه نقد کنه که چیزی توی چنته داشته باشه ؟ شما چی توی چنته دارید ؟
این طنز ماهواره را زیر سوال نبرده ، کانال های آبکی را زیر سوال برده.
عارف گرامی،
پاسخ شما قبلا در بالاتر داده شده است لطفا به پاسخهای قبلی مراجعه کنید. ضمنا کسی که نقد میکند لازم نیست خودش چیزی ساخته باشد مقولهی نقد و آفرینش هنری دو مقولهی متفاوت است اما به هر حال من یک سریال طنز ساختم به نام «گاوصندوق» که شاید دیده باشید.
برادران و خواهران گرامي
تمامي اين خود شيريني هاي اقاي مديري به دليل بدست اوردن پول و قدرت بيشتر است من به شما قول ميدهم كه اين اغا خود 4 ديش ماهواره شايد بيشتر در بالاي پشت بام خود دارد.و فراموش نكنيد اين دسته ادمها يك پاسپورت زاپاس هم دارند كه اگر يك روزي ايران ديگر جاي امني براي ايشان نبود خود سه سوت خارج نشين خواهند شد.
با درود
خواندن کامنت های این مطلب بسیار جذاب بود.
آرامش نگارنده در پاسخ به آنها ستودنی و برخوردهای عجولانهی کثیری از خوانندگان باعث تاسف.
سمکوی عزیز،
سپاسگزارم.