نیرنگ یا واقعیت وصلهی ترور چسبیدنی ست
13 اکتبر 2011 3 دیدگاه
جخ امروز
از مادر نزادهام
نه
عمرِ جهان بر من گذشته است.نزدیکترین خاطرهام خاطرهی قرنهاست.
بارها به خونِمان کشیدند
به یاد آر،
و تنها دستآوردِ کشتار
نانپارهی بیقاتقِ سفرهی بیبرکتِ ما بود.…
خوشبینیِ برادرت تُرکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند.
سفاهتِ من چنگیزیان را آواز داد
تو را و همگان را گردن زدند.
یوغِ ورزاو بر گردنِمان نهادند.
گاوآهن بر ما بستند
بر گُردهمان نشستند
و گورستانی چندان بیمرز شیار کردند
که بازماندگان را
هنوز از چشم
خونابه روان است…
احمد شاملو، جخ امروز از مادر نزادهام
تصور نمیکنم نیاز باشد زیاد در این مورد دلیل و منطق آورد که آمریکا و متحدیناش در اشغال افغانستان و عراق و لیبی… در پی منافع خود هستند و در مورد ادعاهای مضحک آمریکا برای حمله به عراق که عراق را صاحب سلاح کشتار جمعی قلمداد کردند اما وقتی عراق اشغال شد هیچ اثری از سلاح کشتار جمعی نبود نیاز به شرح و بسط زیادی باشد. حملهی آمریکا به عراق فاجعهی بزرگ برای مردم عراق بود. در این اشغال تاکنون بیش از یک میلیون کودک و زن و مرد غیر نظامی عراقی کشته شدهاند و هر روز بمبی در گوشهیی منفجر میشود و تعدادی انسان بیگناه به خاک و خون کشیده میشوند. آمریکا با قدرت نظامی هیولاوارش به کار دفاع از مردم عراق نمیآید و یا قصد چنین دفاعی را ندارد وگرنه بیشک با این همه تجهیزات و امکانات میتوانست امنیت لازم را برقرار کند.
اکنون نیز ماجرای ترور سفیر عربستان توسط جمهوری اسلامی بیشتر سناریویی هالیوودی به نظر میرسد تا حقیقتی سیاسی-نظامی اما تنها چیزی که مهم نیست این است که این ماجرا ساخت و پرداختهی سیا است، و «چیزکی» را دارند «چیز» میکنند، یا واقعا حکومت ایران، یا حداقل بخشی از حکومت ایران، قصد چنین کاری را داشته است. آنچه اهمیت دارد این است که تبلیغات وسیعی که در آمریکا و رسانههای جمعی دارد میشود بوی خون میدهد و بعید نیست که سرانجام سناریوی حملهی نظامی به ایران روی میز آمریکاییها قرار گرفته باشد و تنها زمینهسازی برای به دست آوردن اجماع جهانی لازم باشد.
این که قدرت نظامی آمریکا و ناتو بیش از صد برابر قدرت نظامی جمهوری اسلامی است و این که آمریکا و ناتو میتوانند تقریبا بدون دردسر ایران را اشغال کنند چون و چرای زیادی ندارد اما پرسش اصلی این است که آمریکا و ناتو به چه کشوری میتوانند حملهی نظامی کنند و به چه کشوری نمیتوانند؟
مسلما فاکتور نظامی، از دو کشور چین و روسیه که بگذاریم، فاکتور بازدارندهیی برای ناتو نیست. زیرا به جز چین و روسیه اکنون هیچ کشوری در دنیا توان مقابلهی نظامی در جنگ کلاسیک با ناتو را ندارد. حقانیت داخلی و داشتن حمایت مردمی تنها عاملی است که میتواند کشورها را در مقابل حملهی ناتو بیمه کند. پاشنهی آشیل و چشم اسفندیار حکومتها همین عدم مقبولیت عمومی آنان است وقتی حکومتی مشروعیت و حقانیت داخلی خود را از دست میدهد و در بین مردم جهان هم دارای ارزش و اعتباری نیست آنگاه دیگر هیچ حفاظی ندارد. از این نظر جمهوری اسلامی اکنون در ضعیفترین موقعیت خود به سر میبرد. حاکمان ایران باید بدانند آن زمان که میتوانستند اعضای سفارت آمریکا را گروگان بگیرند و از حملهی نظامی مصون بمانند هم دنیا دنیای دو قطبی بود و شرایط ويژه بود هم آیتالله خمینی و جمهوری نوپای اسلامی طرفداران میلیونی در بین مردم ایران و بخش وسیعی از جهان داشت. اکنون جمهوری اسلامی در داخل ایران پایگاه مردمی خود را از دست داده است و دیگر پایگاه چندانی هم در بین مسلمانان منطقه ندارد. وارد کردن عربستان هم به این ماجرا میتواند حمایت بسیاری از کشورهای عربی را در حمله به ایران جلب کند.
جنگ برای هر کس نعمت باشد برای مردم جز مرگ و بدبختی و فلاکت هیچ به همراه ندارد. نه مردم ایران نه مردم آمریکا نفعی از این جنگ نمیبرند تنها کارتلهای بزرگ منفعت میبرند و اگر جنگ محدود باشد و شیرازهی حکومت را از هم نپاشد برای حاکمان ایران هم همان نعمتی میشود که حملهی نظامی عراق برایشان به همراه آورد.
امیدوارم مردم ایران از این وضعیت آشفتهیی که به آن دچار هستند بیرون بیایند و بتوانند صدای واحد و قدرتمندی داشته باشند وگرنه روزگار بس سختی در پیش رو داریم. بیشک مسئولیت اصلی این وضعیت به عهدهی حکومتی است که با دیکتاتوری و عمیقکردن فاصلهی طبقاتی و ایجاد نظام اداری فاسد و دزد، جان مردم را به لبشان رسانده است و به گونهیی یادآور آن بیتی از اخوان ثالث است که:
«نادری پیدا نخواهد شد امید
کاشی اسکندری پیدا شود»
و ایران اکنون نه به «نادر» احتیاج دارد نه به «اسکندر» به وحدت ملی علیه دیکتاتوری و علیه اشغال ایران نیازمند است وحدتی که نیاز به از خودگذشتهگی بسیار دارد وگرنه دیر نیست روزی که بر ویرانههای کشورمان بنشینیم و دیگر چیزی نباشد که بر سر آن اختلاف داشته باشیم.
در همین باره همینجا
* ناتو و کلیه و دمنه
پیوند به بیرون
توصیه میکنم گفتار آقای دکتر کورش عرفانی را در همین مورد بشنوید.

اولین چیزی که بعد از شنیدن این موضوع به ذهنم رسید این بود که حضرات شاید خیلی احمق باشند اما نه انقدر احمق که بخواهند سفیر عربستان در امریکا را ترور کنند. موافقم که این سناریویی است که نوشته شده تا امتیازاتی نصیب دولت امریکا کند. اما نسبت به حمله نظامی به ایران؟ راستش فکر نمی کنم که امریکا هم انقدر احمق باشه که با توجه به اوضاع اقتصادیش دست به چنین کاری بزنه (البته بیشتر امیدوارم که این طور باشه)
اما در مورد نادر و اسکندر، مشکل اینجاست که در شرایط فعلی هیچ کدام وجود ندارند. مردم دیگه نه به سیاستمردان داخل کشور اعتماد دارند و نه به مدعیان حکومت خارج کشور.
نعیمهی عزیز،
با حرفهایات موافق هستم اما اگر هی بگویم حمله نمیکنند و فکری به حال کشورمان نکنیم و همینجور اوضاع ادامه پیدا کند بعد یک روز صبح چشم باز میکنیم و میبینیم کشورمان اشغال شده است. احساس خطر حتا با احتمال کم همیشه بهتر از بیخیالی است. در مورد حملهی نخست آمریکا که به جنگ خلیج معروف شد هم بسیاری از تحلیلگران میگفتند آمریکا حمله نمیکند اما دیدم کرد و البته آن حمله اشتباه هم بود اما خب انجام شد.
بازتاب: ترس معقول | غوزک پلاتینی