سیلی مادرانه
3 دسامبر 2011 32 دیدگاه

به قول معروف اینقدر صنم داریم که یاسمن توش گم است. شاید در این وانفسا پرداختن به شیرین عقلی مانند فرجالله سلحشور و دربارهی گفتهها و نوشتههایاش گفتن و نوشتن کاری بس عبث باشد، که آنکه اندکی شعور دارد یاوه و حرفمفت بودن این حرفها را خود درمیيابد و نیاز بهگوشزد ندارد و آنکه بوی گند این گاوگندچالهدهانیها مشامش را مشمئز نمیکند بعید است گوشی برای شنیدن یا چشمی برای دیدن یاریاش دهد تا گوشزدش چاره کار باشد. با این حال موجب تشفی خاطر فرزندان است اگر سیلی مادرانهیی بر این دهان یاوهگو نواخته شود. ساعتی پیش بانوی سینمای ایران، مادر بهترین دختران سینمای ایران، قرار و طاقت از کف داد و سیلی کلامی بر گوش کر و دهان یاوهگوی او نواخت تا شاید چیزی بشنود و دهان در کام بگیرد و خود را مضحکهی خاص و عام نکند که تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد!
متن خانم رخشان بنیاعتماد:
چندی پیش تازهِ به دوران سینمارسیدهای، دهان باز کرد و آنچه در خور خودش بود به بازیگران سینما نسبت داد. با خود گفتم جواب ابلهان خاموشیست و در فضای عفونتزدهی حاضر همان بهتر که چشم بر عجایب اتفاقیهی هر روز و گوش بر کوس گفتههای توهمزا و هوهوی کرکسان و ناکسان بیندی. پنج بازیگر جوان که «همه» دخترم بودند، تاب نیاوردند و جوابی محترمانه در شأن خودشان و نه در حد پاسخ به گوینده، دادند.
امروز در خبرها میخوانم که گویندهی دهانلجنزده، مصداق پاسخ را بلند کردن چوب و فرار گربهدزده تعبیر کردهاست.
چوب را باید بر فرق فضای فرهنگی و هنری کوبید که زمانه را به نفع بردن و خوردن و بزرگنما شدن آدمکوتولهها گردش دادهاست که با دهان گشاد و نظر تنگ، دنیا را از زاویهی عقل نارس و امیال سرکوبشدهشان میبینند.
گربهدزدها، گرگهای حریص چشم و دل سیریناپذیر، بر سر سفرههای رانت های اعطایی هستند که با امکانات نامحدود کارفرما میشوند و سیریالها میسازند و امرمشتبهبرخود میشوند که کاری کردهاند کارستان…
به حکم اعتقادات مورد ادعای خود گوینده، او باید به شلاق مجازات تهمت، سیاه و کبود شود اما میدانم برخورد مدنی و شکایت به محکمه بردن دراین وانفسا در پیچش و خمش حامیان ایشان ره به ترکستان ميبرد.
هم او افاضه کرده است که پاسخگویان ناصالح اند. من، رخشان بنیاعتماد، به عنوان مادر ناصالحان خانواده سینما، نه جواب به یاوهگو ، که بیداد این هرتآباد بیصاحب را، در میانهی میدان فریاد میزنم.رخشان بنياعتماد
۱۲ آذر ۹۰
پینوشت:
جالب است با این که آقای سلحشور نامهی که از زبان آنجلینا جولی نوشته شده است و نقل قولی را که از میرزا ابراهیمخان صحافباشی آورده، خوانده است باز به یاوهگویی و حرف مفتزنی خود ادامه میدهد و وقتی میخواهد ملاک زن سینماگر خوب را برشمارد میگوید:«قریب به اتفاق بازیگران زن ما در سریال «حضرت یوسف» مثل خانم معصومی، خانم ریاحی، خانم حمیدی، خانم بلوکات، خانم سرمدی، خانم مرتضوی، خانم ثمری و همهشان انصافاً بازیگرانی بودند که از آنان راضی بودیم و خطایی یا بگو بخند با آقایان یا بگو بخند با خودشان جلوی آقایان از آنها ندیدیم.»(خبرآنلاین) یعنی در نظر ایشان بگو بخند در حضور مردان توسط زنان نشان از فاسد بودن آنان دارد! البته بنده به عنوان مرد شهادت میدهد که هر چند خانمهایی که ایشان نام بردند خانمهای بسیار محترم و عزیزی هستند اما بنده بگو بخند برخی از ایشان را چه با خودشان چه با خودم و دیگران دیدهام. البته نباید فراموش کرد کسی که آقای سلحشور را ببیند و با او کار کند و باز حس و حال خندیدن داشته باشد انصافا خاطرش بس خجسته است. ایشان لطف کنند و نام یک خانم یا حتا آقا را ببرند که در حضور ایشان حال بگو بخند برایاش میماند.
جستارهای همبسته
* نجوای بانوی سینمای ایران در گوش باد صبا، برای کتایون شهابی و مجتبی میرطهماسب
* یاوههای اینترنتی، آنجلینا حسابی
* پاسخ آنجلینا جولی به فرجالله سلحشور

اقا مصطفی حرفات منطقی به نظر میاد از هک منصرف شدم اگه بهت توهین کردم معذرت میخوام
قربان شما.
نامه بسیار بسیار بینظیری بود. بینظیر از رک گویه بدون پرده پوشیاش. بینظیر به خاطر علنی فریاد زدنش در میانهی میدان و هل من مبارز طلبیدنش و…
بازتاب: دیو و دلبر | غوزک پلاتینی