تصفیه حساب با «تسویه حساب»


یکی از غلط‌نویسی‌هایی که در سال‌های اخیر معلوم نیست از کدام گور سر درآورده است ترکیب «تسویه‌ی حساب» به جای «تصفیه‌ی حساب» است. در مدت کوتاهی کمتر از یک دهه ناگهان این تصور نادرست رایج شد که «تصفیه‌ی حساب» هنگامی که در معنای مجازی‌اش به عنوان عملی برای انتقام‌جویی و تلافی کردن به کار می‌رود باید به شکل «تسویه‌ی حساب» نوشته و خوانده شود. این فقط نیمه‌باسوادها نیستند که در نوشته‌های خود از «تسویه‌ی حساب» به جای «تصفیه‌ی حساب» استفاده می‌کنند موضوع دارد بین تمام فارسی‌نویس‌ها رواج پیدا می‌کند برای مثال خانم تهمیه میلانی هم نام یکی از فیلم‌هایی که در سال‌های اخیر ساخته است به جای «تصفیه‌ی حساب»، «تسویه حساب» گذاشته است. البته این رواج در نوشتن است وگرنه در زبان گفتار باز هم همان ترکیب «تصفیه حساب» شنیده می‌شود.

«تصفیه» و «تسویه» هر دو واژه‌های عربی هستند که استفاده گسترده از آنان در زبان فارسی قدمت چندانی ندارد و ترکیب آن‌ها با «حساب» کاملا جدید است و مربوط به حسابداران می‌شود. به‌ویژه ترکیب «تسویه‌ی حساب» که به معنای مساوی کردن حساب‌ها به کار می‌رود واژه‌یی با کارویژه‌ی خاص است که مردم معمولی به کار نمی‌برند زیرا مربوط می‌شود به دو صاحب حساب که با هم دیگر رابطه‌ی مدام دارند و حساب بده‌کار و بستان‌کار خود را در تاریخ‌هایی «مساوی» می‌کنند و نه «صاف« و تصفیه. تفاوت «تصفیه‌ی حساب» و «تسویه‌ی حساب» در کاربرد مالی آن همین است. یعنی «تسویه‌ی حساب» بین دو شرکت معنا دارد. شرکت «الف» با شرکت «ب» بد و بستان مالی دارند مثلا شرکت «الف» از شرکت «ب» کالا می‌گیرد و طبق روالی پول آن را پرداخت می‌کند. اگر این دو شرکت بخواهند رابطه‌ی مالی خود را قطع کنند «حساب» خود را «تصفیه» می‌کنند اما در پایان سال یا مقاطع حساب‌رسی برای رسیده‌گی به حساب‌های‌شان حساب‌های خود را با هم مقایسه می‌کنند و مساوی و تسویه می‌کنند. یعنی اگر حساب‌های شرکت «الف» نشان می‌دهد فلان مقدار بده‌کار است و حساب شرکت «ب» نشان می‌دهد بهمان مقدار طلب‌کار حسابدارهای دو شرکت می‌نشینند و اسناد را بررسی می‌کنند و در نهایت حساب دو طرف را مساوی می‌کنند و الزاما پولی رد و بدل نمی‌شود و ارتباطی هم قطع نمی‌شود.
اما «تصفیه‌ی حساب» کاربرد بسیار گسترده‌یی دارد زیرا مربوط به حساب «شخص» با «شخص» می‌شود هر کس پولی از کسی قرض بگیرد یا جنسی از مغازه‌یی به نسیه برد و قرض خود را پرداخت و صاف کند می‌گویند «تصفیه‌ی حساب» کرده است.
در فرهنگ دهخدا و معین و عمید به روشنی «تصفیه‌ی حساب» را به معنای مجازی‌اش به کار برده‌اند و در هیچ‌کدام از این فرهنگ‌ها از «تسویه‌ی حساب» در معنای مجازی مربوط به اختلافات بین دو شخص یاد نشده است. ضمنا اصلاح «تصفیه» کردن در مورد دیگری هم در روابط انسانی به کار می‌رود مانند اخراج افراد از ادارات دولتی که بعد از انقلاب کاربرد گسترده‌یی پیدا کرد و می‌گفتند: «فلانی را تصفیه کردند.»
در فرهنگ دهخدا زیر ماده‌ی «حساب» و «تصفیه کردن» آمده است:

- «تصفیه حساب کردن؛ حساب را روشن کردن. تهاتر و پایاپای کردن معامله.»(دهخدا- حساب)

«تصفیه کردن . [ ت َ ی َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) صاف کردن و روشن و پاکیزه نمودن . (ناظم الاطباء). پالودن . || مأخوذ از تازی و در تداول امروز اصلاح سازمانها از نظر اعضای صالح و ناصالح» (دهخدا- تصفیه کردن)

اگر با خواندن مطلب تا اینجا قانع نشده‌اید که «تسویه‌ی حساب» معنای مجازی ندارد و تنها در «حساب‌داری» استفاده می‌شود خوب است نگاهی به کتاب «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی بیاندازید:

در دوران اخیر، بعضی گمان کرده‌اند که تصفیهٔ حساب غلط است و به جای آن باید تسویهٔ حساب بگویند. بعضی از فضلا (از جمله سعید نفیسی، در مکتب استاد، ص ۶۴) نیز بر این تصور غلط صحه گذاشته‌اند. تصفیه در عربی به معنای «پاک کردن و پالوده کردن» است و تصفیهٔ حساب در موردی به‌کار می‌رود که حساب پرداخته و پاک شده باشد و دیگر کسی طلبکار نباشد. همین ترکیب مجازا به «هر نوع اقدام عملی برای انتقام‌جویی و کینه‌کشی» اطلاق می‌شود. ولی تسویه یعنی «مساوی کردن، یکسان کردن، همسطح کردن (مثلا زمین ناهموار را)» و تسویهٔ حساب به‌معنای «ایجاد تعادل و موازنه در حساب» است. این ترکیب به‌معنای مجازی به کار نمی‌رود و با تصفیهٔ حساب مرادف نیست. غلط ننویسیم. چاپ دوازدهم. صفحه ۱۰۷

ابوالحسن نجفی ضمنا در کتاب ارزشمند «فرهنگ فارسی عامیانه» زیر ماده‌ی «حساب چیزی را صاف کردن» مواردی از کاربرد «تصفیه‌ی حساب» را آورده است که خواندن‌اش خالی از لطف نیست.

«حساب کسی را صاف کردن. بدهیِ خود را پرداختن یا طلب خود را وصول کردن و بی‌حساب شدن: «حسابش را [= حسابِ کالای خریده را] هر جور که توانستی صاف می‌کنی: یا نقد می‌دهی یا سال دیگر پاییز سه تا کیسه روی سهیمه‌ات حساب می‌کنم.» (پا برهنه‌ها، زاهاریا استانکو، ترجمه‌ی احمد شاملو، تهران، کتاب زمانه، ۱۳۵۰ (چ ۳) صفحه‌ی ۸۶)» (فرهنگ فارسی عامیانه (جلد اول)، ابولحسن نجفی، تهران، نیلوفر، صفحه‌ی ۴۸۸)

یا در همین کتاب زیر ماده‌ی «حساب خود را با کسی صاف (یا: تصفیه) کردن» می‌خوانیم:

«حساب خود را با کسی صاف (یا: تصفیه) کردن. کنایه از انتقام خود را از کسی کشیدن، تقاص دشمنیِ دیرینه خود را از کسی گرفتن: «می‌خواستم داد بزنم، می‌خواستم همان‌جا، میان خیابان، از ماشین بکشمش پایین و حسابم را باهاش صاف کنم.» (بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند، جمال میرصادقی، تهران، شباهنگ، ۱۳۶۳، صفحه‌ی ۶۵) «رضا ترکه و رفقایش می‌گفتند که تا بهروز و هاشم نیایند و حسابمان را باهاشان تصفیه نکنیم از این جا جنب نمی‌خوریم.» (طوطی، زکریا هاشمی، تهران، روزن، ۱۳۴۸، صفحه‌ی ۱۴۳)» (فرهنگ فارسی عامیانه (جلد اول)، ابولحسن نجفی، تهران، نیلوفر، صفحه‌ی ۴۸۸ و ۴۸۹)

جستارهای هم‌بسته
* در باب «درب»

پی‌نوشت

تسویه . [ ت َ س ْ ی َ ] (ع اِ) تسویة. مأخوذ از عربی ، راست کردگی و درست کردگی و برابری . (ناظم الاطباء). (تسویه. دهخدا)

پیوند به بیرون
* بحثی در این مورد سال‌ها پیش در ویکی‌پدیای فارسی با جمعی از دوستان: قهوه‌خانه
* در لغت‌نامه ده‌خدا (افزوده شده)

درباره مصطفا
Mostafa Azizi

35 پاسخ به تصفیه حساب با «تسویه حساب»

  1. Fereshteh Molavi می‌گه:

    مرسی آقای عزیزی از پرداختن به یکی از «گیج‌گاه» های زبانی. امید که ادامه بدهید!

  2. نکته کاربردی بود شامل حال ما هم می شود . چون پولی نداریم که با ما تسویه حساب کنند ، حیلی دوست دارند با ما تصفیه حساب بکنند.

  3. رحمان می‌گه:

    سپاس‏گزار ام بسیار! در حقیقت مدّت‏ها ست که اسیر ِاین قبیل از فضل‏فروشی‏ها شدیم! از قبیل ِهمین «درب» و «تسویه» و…
    جدا از بحث «نادرست‏ها یِ همه‏گیر» یا همون غلط‏ها یِ مصطلح، اخیرن با کسی درباره یِ زبان‏نگاری (رسم الخط) یِ فارسی صحبت می کردم و به این اشاره شد که الان کاری که فرهنگستان و جریان ِزبان ِمعیار ِرسمی داره انجام می‏ده دقیقن اینه که تا جایی که می‏تونه داره خوندن ِخط رو برایِ خواننده دشوار می کنه و توانایی یِ درست‏خوندن رو تبدیل می‏کنه به یک مهارت ِویژه که هر کسی نمی‏تونه داشته باشه!! داریم به سرنوشت ِخط ِپهلوی یِ ساسانی نزدیک می شیم که دچار صدها نارسایی (هُزوارِش) شده بود! از یک طرف خود ِمتن نوشته می‎شد و از طرف ِدیگه یکی هم باید اینو تفسیر یا پالایش می‏کرد!

    • مصطفا می‌گه:

      رحمان جان،
      به موضوع خیلی خوبی اشاره کردی. متاسفانه تلاش‌های آقای ایرج کابلی و شورای بازنگری شیوه‌ی نگارش را نگذاشتند که ادامه پیدا کند و با درگذشت آقای شاملو و آقای گلشیری و بسته شدن مجله‌ی آدینه این تلاش‌ها در محاق رفت.

      • رحمان می‌گه:

        به هر حال با حضور ِآقا یِ کابلی نمی‏شه گفت به محاق رفته! همین که «درست‏نویسی…» کتاب شد کافیه… چرخ‏اِش به حرکت در اومده

      • مصطفا می‌گه:

        آقای کابلی و جوانان فیهمی چون تو این چراغ را روشن نگه می‌دارید تا روزی که خورشید طلوع کند!

  4. حسین جعفری می‌گه:

    دوستان البته تند و تنها به قاضی نروید کسانی که با حسابداری و حسابرسی آشنا هستند میدانند که «تسویه حساب» یک اصطلاح حسابداری و حسابرسی است و هنگامی که شما با سازمانی یا با کسی از نظر مالی و از نظر رقم و عدد و بدهکاری و بستانکاری به اصطلاح یر به یر می شوید می گویند تسویه حساب شد. اما تصفیه از همان تصفیه که در مورد آب هم به کار برده می شود مورد مصرف دارد و قدری با تسویه حساب تفاوت دارد. به اعتقاد من هر دو درست است منتها باید در جای خود به کار برده شود.

    • مصطفا می‌گه:

      آقای جعفری با شرمنده‌گی شما متن را خوانده‌اید بعد این کامنت را گذاشته‌اید؟
      در متن در مورد اصلاح حسابداری «تسویه حساب» و «تصفیه حساب» توضیح داده شده است. ضمن «تصفیه» هم برای «آب» به کار می‌رود هم برای «حساب»

  5. ب.سین می‌گه:

    چرا تصفیه حساب !! بدخواه مدخواه داشتین خبرمون کنین :)

  6. محمد می‌گه:

    با سلام این یکی را به آقای حداد نا عادل واگذارید درستش می کند

  7. Ali می‌گه:

    ببین! اگه خدا هم از آسمون بیاد بگه «تسویه حساب » درست نیست و به جایش باید گفت «تصفیه حساب» ، بدون که با عرب ها گاب بندی کرده ( هر چه باشه همزبانن ، پس به اونا نزدیک تره تا ما ) تا برینه به این زبان پارسی نیمه جان ما. ای خلق عالم ، ای پارسی زبونا ، ای توسری خورده ها، بابا بدونین که با «حساب» ، فقط «تسویه » به کار میره نه «تصفیه» . تصفیه برای آب و این جور چیزهاست که می شه صافش کرد. مثل دهن بعضی ها…

    • مصطفا می‌گه:

      علی آقا،
      این نوع حرف زدن شما نشان می‌دهد که بی‌سوادی و بی‌منطقی حد و مرز ندارد. آخر آقای محترم این موضوع چه ربطی به «عربی» و «فارسی» دارد؟! مگر «تسویه» واژه‌یی فارسی است؟ بعد چطور می‌شود که هم آب را می‌شود صاف کرد هم دهان بعضی‌ها را اما «حساب» را نمی‌شود؟
      راستش حرف شما اینقدر پرت است که الان به صرافت افتادم احتملا دارید مزاح می‌فرمایید.

    • مصطفا می‌گه:

      ضمنا علی آقا خیلی ممنون که یکی از «گورهایی» که «تسویه حساب» از آن بیرون آمده است را نشان‌مان دادید.

  8. وحید می‌گه:

    سپاس مصطفای عزیز، خیلی بدرد کسانی چون من که تخصصی در ادبیات نداریم می‌خورد. در این مورد بحث‌های هم در ویکی‌پدیا پیش آمد که بخاطر برخی مسائل بی‌ارزش به بیراهه رفت. خوشحالم آن دوران و درگیری‌های بی‌مورد جای خود را به روزهای بهتری داد.

    • مصطفا می‌گه:

      ممنون وحید عزیز،
      راستش چون اینجا کتاب «غلط‌ ننویسیم» ابوالحسن نجفی را نداشتم یادم بود که قبلا قسمتی از آن را در ویکی‌پدیا در بحثی گذاشته بودم خلاصه کلی گشتم تا پیداش کردم و در این گشتن‌ها خاطرات تلخ و شیرین بسیاری برای‌ام یادآوری شد. اما در کل ویکی‌پدیا ما را رشد داد و بزرگ کرد من که بسیار آموختم از شما دوستان عزیز.

  9. ناشناس می‌گه:

    هر جور می خواهی حساب کن. ما که دستمان به هم نمی رسد تا حساب همدیگر را صاف! کنیم. . بد وبیراه خالی هم که لطفی ندارد. پس می گذاریم به امید روزی که حساب ها تسویه! شود . این کشفیات شما هم – وقتی که جنبه عمومی به آن می دهید- صرفا بدآموزی و مصداق واقعی «نشر اکاذیب «است. (ملاحضه می فرمایید که جرم دارد) مثل همان بلایی که فرهنگستان زبان فارسی! دارد سر زبان پارسی می آورد.
    در ضمن ، من بر می گردم به همان گوری که از آن آمده ام و دیگر اینجا نخواهم آمد(عجب؟ به فلان…) اگر فحش دادی ، خودتی.

    • مصطفا می‌گه:

      علی آقا،
      بنده خوش‌حال می‌شوم که شما باز هم اینجا تشریف بیاورید. قصد بد و بیراه گفتن به شما را هم ندارم. فقط خواهش می‌کنم به خاطر خودتان هم که شده کمی فکر کنید و نظر بدهید.
      دوست گرامی «تسویه» واژه‌یی عربی است و از این نظر فرقی با «تصفیه» ندارد تنها تفاوت در این است که «تصفیه» کاربرد گسترده‌تری در زبان فارسی دارد اما «تسویه» از آن دست واژه‌های عربی است که وارد زبان فارسی شده است اما کاربرد گسترده هم پیدا نکرده است.
      بقیه حرف‌های‌تان در مورد نشر اکاذیب و این حرف‌ها را هم متوجه نشدم.

  10. محمد ا می‌گه:

    سال ها پیش وقتی چاپ اول کتاب غلط ننویسیم منتشر شد محمد رضا باطنی در مجله آدینه نقدی بر آن نوشت که سر و صدای زیادی ایجاد کرد، «اجازه بدهید غلط بنویسیم!». البته کتاب آقای نجفی کتاب درسی دانشگاهی شد و به چاپ های متعدد رسید، ولی نقد آقای باطنی سرنوشت بیشتر نوشته های منتشر شده در مجلات را پیدا کرد و بعد از مدتی دیگر از یادها رفت. با این حال به نظرم نقد آقای باطنی خیلی درست است و ای کاش کسی فایل پی دی اف آن را در فضای مجازی می گذاشت تا بلکه خیری به اهل معرفت برسد. یکی از نکات اصلی مورد نظر آقای باطنی این بود که زبان را نمی شود به چارمیخ کشید. نمی شود و نباید از بالا به زبان نگاه کند و زایایی و پویایی آن را در خلال زندگی روزمره مردم نادیده گرفت. آن چه در نهایت ملاک است، نه صلاح دید ادبا، بلکه رواج عام کلمات و اصطلاحات است. اگر مردم، و نهادی رسمی مثل سازمان حسابرسی، از تسویه حساب استفاده می کنند دیگر بحثی باقی نمی ماند. حتی اگر آقای نجفی یا دهخدا یا معین آن را طور دیگری ضبط کرده باشند. اگر نمی کنند، آن وقت سوال این است که اساسا طرح این بحث برای اصلاح کدام خطاست؟

    • مصطفا می‌گه:

      محمد عزیز،
      من مقاله‌ی آقای باطبی را خوانده‌ام و با حرف کلی او هم موافق هستم. آوردن نقل قول از کتاب «غلط ننویسم» آقای نجفی به معنای تایید کل آن کتاب نیست تنها همین موضوع مطرح شده مد نظر است.
      اما مسئله «تسویه حساب» درست برعکس است یعنی این نیست که از گویش مردم راه به ادبیات یا صحبت خواص کشیده شده است و حالا بخواهیم آن را «درست» کنیم. اتفاقا حرف من این‌جا با جوهره‌ی حرف آقای باطبی که تکیه بر گویش مردم و پویای زبان دارد هم‌خوان است.
      یکی از مشکلات زبان فارسی فاصله‌‌ی زبان نوشتاری و گفتاری است. فاصله‌یی که فاضلانه حرف زدن به آن دامن می‌زند. اگر در گذشته کسانی که آشنایی زیادی با زبان فارسی داشتند و می‌خواستند فاضلانه صحبت کنند این مشکل را ایجاد کرده‌اند در این سال‌ها با پدیده‌ی دیگری روبه‌رو هستیم. پدیده‌ی کم‌سوادانی، سواد فارسی، که می‌خواهند فاضلانه صحبت کنند به جای «در» می‌گویند «درب» و به جای «تصفیه‌ی حساب» می‌گویند: «تسویه حساب»! اگر روزی سر و کارشان به بقال محل بیفتد و بقال بگویید: «لطفا حسابتان را تصفیه کنید.» می‌گویند:«آب را تصفیه می‌کنند حساب را «تسویه» می‌کنند.»
      به هر حال من در گویش مردم جایی نشنیده‌ام که کسی مثلا بگویید:«این جواد خیلی دم درآورده بذار وقتش بشه حسابمو باهاش تسویه می‌کنم!» تقریبا همه معنی «تصفیه» را می‌دانند و حتا گاهی هم می‌گویند حسابم را صاف می‌کنم. اما کمتر کسی معنی «تسویه» را می‌داند و اصولا در زبان فارسی تنها در بین اهل فن و آن هم تنها در مورد کاربرد خاصی در حسابداری به کار می‌رود اما واژه‌ی «تصفیه» در موارد زیادی به کار می‌رود و با گوش آشنا ست.
      در مورد معنای واژه‌ی «تسویه» در اینجا می‌بینی که دوستی آن را واژه‌ی فارسی تصور کرده است. در نظرخواهی بالاترین هم دوست دیگری معنای «سوا کردن» را به ان نسبت داده است.
      به هر حال من با حرف تو و آقای باطبی کاملا موافق هستم اما این موضوع را شاهدی برای اختلال در زبان توسط نوسوادان و کم‌سوادان می‌دانم. بی‌سوادها و مردم کوچه‌وبازار درست حرف می‌زنند مگر وقتی که بخواهند فاضلانه و مانند آدم‌هایی که به نظر باسواد می‌آیند سخن بگویند.

    • مصطفا می‌گه:

      محمد عزیز،
      در مورد سازمان حسابرسی هم عرض کنم در این نوشته یا در کتاب «غلط ننویسیم» بحث بر سر این نیست که «تسویه حساب» نادرست است. در حسابداری دو مفهوم داریم یکی «تصفیه حساب» که مربوط می‌شود به پایان دادن به حساب و صفر کردن آن و دیگری «تسویه حساب» که مربوط می‌شود به مساوی کردن حساب‌ها. ضمنا مفهوم مجازی که مربوط می‌شود به صاف کردن حساب و انتقام‌گرفتن در گویش مردم و از نظر مفهومی هم‌خوانی دارد با «تصفیه‌ی حساب» نه «تسویه‌ی حساب»

  11. محمد ا می‌گه:

    مصطفای عزیز، با بخش عمده حرف های شما موافقم. مثال «در» و «درب» که قبلا درباره آن نوشته اید مثال بسیار خوبی است. کسانی که می خواهند لفظ قلم حرف بزنند از آن استفاده می کنند و متاسفانه به زبان مردم هم راه پیدا کرده و امروز همه جا دیده می شود. مثال دیگر استفاده از «می باشد» به جای «هست» که هر وقت مردم مقابل دوربین قرار می گیرند از آن استفاده می کنند. اما به نظرم لحن نوشته تان طوری است که از آن بر می آید مرز بسیار دقیقی بین درست و نادرست در زبان قایل هستید. چنین مرزی وجود ندارد، اگر هم دارد دائما در حال تغییر است. نمی شود زبان را به چارمیخ کشید، کاری که ادبا سعی در انجام آن دارند. اگر واژه ای به قول ادبا «غلط مصطلح» شد دیگر نمی شود درباره غلط بودن آن حکم قاطع داد. احتمالا نسل بعدی آن را درست می پذیرد. نکته دیگر این که همه ما، حتی بهترین و تحصیل کرده ترین و فاضل ترین هایمان، «نیمه با سوادی» هستیم. دانای کلی وجود ندارد. همه چیز را همگان دانند. خصوصا وقتی صحبت از امر سیالی مثل زبان به میان می آید، دیگر نمی شود کسی را به خاطر این که از مرزهای خاصی عبور کرده تکفیر کرد. اتفاقا باید به کسانی که این مرزها را — اعم از زبانی یا فرهنگی — می لرزانند آفرین گفت. البته، در مواقعی هم می توان به آنها بی اعتنا بود، مثل همین مورد اخیر که به عقل ناقص من هر دو اصطلاح درست می آید.

    • مصطفا می‌گه:

      محمد عزیز،
      در مورد کلیات که با هم اختلافی نداریم. در مورد لحن هم اگر چنین لحنی وجود دارد با تو موافق هستم که نباید چنین لحنی به کار برد. اما در مورد جمله‌ی آخرت:«در مواقعی هم می توان به آنها بی‌اعتنا بود، مثل همین مورد اخیر که به عقل ناقص من هر دو اصطلاح درست می آید.» کاش توضیح می‌دادی که چرا به نظر تو «هر دو اصطلاح درست می‌آید» در حالی که «تسویه‌ی حساب» در گویش مردم به عنوان «انتقام‌جویی» وجود ندارد و چیزی که مردم به کار می‌برند «تصفیه‌ی حساب» است و از نظر معنایی هم «تصفیه‌ی حساب شخصی» با مفهوم حسابداری آن و با استفاده از واژه‌های «صاف» و «روشن» در همین معنا هم‌خوانی دارد. اصیلاح: «حسابمو با طرف صاف می‌کنم.»، «قصد تفصیه‌ی حساب شخصی نداردم»… و موارد بسیار دیگر هم که می‌توان از آن یاد کرد و در تمام این موارد بستن یک حساب مطرح است. اما در «تسویه‌ی حساب» تداوم «حساب» مطرح است. برای مثال «تصفیه‌ی حساب شخصی» هم‌واره بار منفی دارد و حذف در آن مستتر است همان‌گونه که اصلاح «تصفیه» کردن در ادارات و شرکت‌ها به روشنی به معنای حذف به کار می‌رود. اما «تسویه‌ی حساب» از نظر مفهومی به معنای هم‌کاری و تداوم در «حساب» است. جایگزین کردن «تصفیه‌ی حساب» با «تسویه‌ی حساب» زبان را رشد نمی‌دهد آن را نامفهوم می‌کند از دل شم‌زبانی و روابط کلامی بین مردم هم بیرون نیامده است و تنها به دلیل ذکر آن در یکی از کتاب‌های دوران دبیرستان در بعد از انقلاب و ترویج آن در رادیو و تلویزیون و منابع رسمی و غیررسمی و توهم پارسی‌نویسی برخی گسترش پیدا کرده است. به‌نظر من روشن کردن این موضوع که افراد بدانند دست‌کم آن‌گونه که تصور می‌کنند گفتن «تصفیه‌ی حساب» نادرست است و به جای ان باید بگویند:«تصفیه‌ی حساب» نیست.
      شاید لازم بود در متن به این موضوع اشاره کنم قصد من بیشتر از آن که نفی «تسویه‌ی حساب» باشد نشان دادن درستی «تصفیه‌ی حساب» است. در موارد مختلف از جمله‌ لینکی که در ویکی‌پدیا دادم و وحید بسیار عزیز هم در بالاتر به آن اشاره کرده است من از اصطلاح «تصفیه‌ی حساب» استفاده کردم و مورد یورش دوستان قرار گرفتم که «تصفیه‌ی حساب» نادرست است و آب را «تصفیه» می‌کند و باید گفت:«تسویه‌ی حساب».

  12. محمد ا می‌گه:

    دلیلش احتمالا این است که من کمی دنده پهن تر و روادارتر از شما هستم ;) زبان وسیله مکالمه و مفاهمه است. آن عملی که مخل این ارتباط باشد مضموم است، و احتمالا پا نخواهد گرفت و تهدیدی ایجاد نخواهد کرد. ولی اگر عملی مخل نباشد و هم گوینده و هم شنونده بفهمند که موضوع از چه قرار است اشکالی ندارد. در این مورد خاص، به نظرم حداکثر چیزی که می شود گفت این است که «گروهی امروز از اصطلاح تسویه حساب به جای تصفیه حساب استفاده می کنند».
    به هر حال، این قصه سر دراز دارد و من امید ندارم بتوانم دعوا را با پادرمیانی فیصله دهم. فقط آرزوی من این بود که شما را نه در سوی ادبای متعصب، که در این سوی دعوا ببینم.

    • مصطفا می‌گه:

      محمد عزیز،
      من در این سوی دعوا هستم و اتفاقا نیمه‌ادبای متعصب در آن سوی دعوا، دعوای من همان‌طور که گفتم با کسانی است که می‌گویند «تصفیه‌ی حساب» نادرست است! یادش به‌خیر روزی با علیرضا رجایی بحث مفصلی داشتیم و او که به رواداری مشهور بود عنان از کف داد و عصبانی شد! بعد من گفتم: «خوبه تو با قدرت و حکومت که سروکار داری روادار و لیبرال می‌شوی نوبت به ما که می‌رسد رواداری را کنار می‌گذاری و چماق‌دار می‌شوی!» که او خندید و رواداری کرد!
      حالا تو هم محمد عزیز با همه رواداری می‌کنی به ما که می‌رسد کوتاه نمیایی و میانه نمی‌گیری! :)

  13. محمد ا می‌گه:

    راستی این را هم اضافه کنم که مصطفی عزیزی به نسبت شبح خیلی ملایم تر و روادارتر است. راستش اگر سر و کارم با شبح بود احتمالا اصلا جرات اظهار نظر نمی کردم ;)

  14. محمد ا می‌گه:

    بهتره اشباح رو به حال خودشون رها کنیم وگر نه دوباره سر و کله شون پیدا می شه. بی دلیل نیست که هر دو از شبح حساب می بریم.

  15. محمد ا می‌گه:

    عزیز برادر، داشتم نوشته محمد قائد را می خواندم دیدم که ایشان هم تسویه حساب را در معنای انتقام کشیدن به کار برده اند. دیگر شاهدی بهتر از این نمی شود پیدا کرد که قلم زنی حرفه ای و کارکشته که به هیچ وجه وصله نیمه باسواد به او نمی چسبد هم از این حکم آقای نجفی تخطی کرده است. رجوع کنید به صفحه 7 نوشته اخیر ایشان درباره محمد رضا پهلوی. خدا پدر قائد را بیامرزد که همه نوشته ها و کتاب هایش را به رایگان به صورت پی دی اف در سایتش قرار می دهد. http://mghaed.com/ay/shah.pdf

  16. مصطفا می‌گه:

    محمد عزیز،
    خیلی متشکرم بابت این لینک هنوز نخوانده‌ام اما نمی‌دانم چرا اصرار داری موضوع را به آقای نجفی مربوط کنی. به هر حال استدلال‌هایی برای نادرست بودن «تسویه حساب» در این مطلب آورده‌ام کاش این استدلال‌ها را رد می‌کردی. من در خود مطلب نوشته‌ام:
    «این فقط نیمه‌باسوادها نیستند که در نوشته‌های خود از «تسویه‌ی حساب» به جای «تصفیه‌ی حساب» استفاده می‌کنند موضوع دارد بین تمام فارسی‌نویس‌ها رواج پیدا می‌کند برای مثال خانم تهمیه میلانی هم نام یکی از فیلم‌هایی که در سال‌های اخیر ساخته است به جای «تصفیه‌ی حساب»، «تسویه حساب» گذاشته است. البته این رواج در نوشتن است وگرنه در زبان گفتار باز هم همان ترکیب «تصفیه حساب» شنیده می‌شود.»
    همان‌طور که می‌بینی تصریح کرده‌ام که این موضوع فقط در بین نیمه‌باسوادها نیست.
    محمد قائد روی چشم بنده جا دارند و بی‌شک در سواد و تسلط ایشان بر زبان فارسی شکی نیست اما به هر حال ممکن است ایشان بدون توجه خاصی نوشته باشند «تسویه حساب» و از سر دقت و عمد نباشد.

    • مصطفا می‌گه:

      در فیسبوک ماجرا را از آقای محمد قائد جویا شدم ایشان نوشتند:
      « لینک صفحهٔ بحث را برای دوستی اهل بخیه فرستادم. نوشت:

      «بحث جالب و امیدوارکننده‌ای است. هر دو اصطلاح در عربی هم به کار می‌رود. «تسویه حساب» برای پرداخت بدهی، یا دریافت طلب، و «تصفیه حساب» بیشتر برای انتقام و به ندرت به عنوان مرادف «تسویه حساب».»
      فیسبوک محمد قائد

تا نظر شما چه باشد!

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 2,164 مشترک دیگر بپیوندید