جایزهیی برای «جدایی» و پیامی برای «آشتی»
16 ژانویه 2012 17 دیدگاه

ساعاتی پیش میلیونها ایرانی در سراسر جهان با شنیدن نام «ایران» از زبان مدونا و با بالارفتن اصغر فرهادی و پیمان معادی از صحنهی سالنی که مراسم گلدن گلوب(Golden Globe Award) در آن اجرا میشد اشک شوق به دیده آوردند و فریاد شادی سردادند. طرفه این که پیمان معادی متولد نیویورک است و اصغر فرهادی زادهی سده اصفهان (خمینی شهر) و فیلمی که ناماش «جدایی» ست پیام آشتی و صلح مردم ایران شد برای مردم آمریکا و میلیونها بینندهیی که در سراسر جهان این مراسم را نگاه میکردند.
باید اعتراف کنم هنوز «جدایی نادر از سیمین» را ندیدهام چند روز دیگر اینجا، تورنتو، اکران میشود و خواهم دید و حتما در مورد آن خواهم نوشت. اما به هر حال خود فیلم موضوعی ست و این همه جایزهیی که گرفته موضوع دیگری. هر چند پیش از این هم فیلمها و کارگردانان ایرانی بودهاند که فیلمهایشان به موفقیتهای بینالمللی دست پیدا کرده بود اما معمولا آن فیلمها در ایران اقبال چندانی نداشتند و فیلمهای هنری محسوب میشدند برای خواص، اما فیلم «جدایی نادر از سیمین» فیلمی برای مردم ایران است، خوب یا بد، برای آنان ساخته شده است و استقبال بسیاری خوبی هم از آن شد و بینندهگان بسیاری را به سالنهای سینما کشاند.
به اصغر فرهادی باید تبریک گفت که در دشوارترین شرایط فیلمسازی در ایران موفق شد فیلمی بسازد که بیشترین جوایز سینمایی جهان برای یک فیلم را به ایران بیاورد و این خود به تنهایی نشان میدهد سینمای ایران به حمایت دولتی و حکومتی نیازی ندارد. اگر این بختک از روی سینمای ایران برداشته شود روزهای شکوهمندی را در پیش خواهد داشت.
داشتن بمب اتمی و رسیدن به تکنولوژی هستی و بستن تنگه هرمز و… چیزی نیست که مردم ایران بخواهند به آن افتخار کنند. مردم ایران مانند مردم سراسر جهان، صلح و آشتی و زندهگی انسانی میخواهند پیروزی در مسابقات ورزشی و جشنوارههای ورزشی و رقابتها و رفاقتهای فرهنگی و هنری بیشترین جدالی است که میخواهند و مبارز میطلبند.
مردم ایران به عنوان ایرانی این روزها زیاد در جهان تحقیر میشوند و دستمریزاد دارد اصغر فرهادی و یاراناش که حس پیروزی را در دل بسیاری بیدار کردند و اشک شوق بر چشمانشان آوردند. دیشب میلیونها ایرانی با اصغر فرهادی روی سکو رفتند و جایزه گرفتند و چون او شاد شدند اما نباید فراموش کنیم که واقعیت به خشنترین شکلش حضور و نمود خود را به رخ میکشد و وضعیت مردم در ایران بس مخاطرهانگیز است.
از این پیروزیها بهره بگیریم برای بازیابی خود به عنوان ملتی چند پاره که در درون مرزهایاش اسیر است و در خارج آن آواره، امروز بیش از هر روز دیگری نیاز به همدلی و با هم بودن داریم. با هم باشیم، نه برای جنگیدن یا تحقیر بقیه جهان، با هم باشیم برای ساختن ایران و جهانی بهتر و انسانیتر و آبادتر و آزادتر.


جمع کنید این چرندیاتو .خیلی فیلم های بهتری این سالها ساخته شده تو ایران اما هیج جا جایزه ندادند این فیلم هم آش دهن سوزی نسبت به فیلم های دیگه نبود فقط مسائل پشت پرده و سیاست فعلی ایران باعث شد آمریکایی ها این جایزه به این فیلم بدن ..خودتونو خر فرض نکنید وقتی میدونید اصل داستان چیه .
با سلام
در این شرایط سخت که صدای نعره های گوش خراش جنگ از ایران و امریکا بگوش می رسد
حرکت خوب فرهادی در زمانی کوتاه در برابر میلیونها بیننده ، نشان از یک انسان فهمیده و مسول دارد ستودنی است . . مخصوصا بسیاری از ایرانیها وفتی میکروفن گیرشان می آید از مداح ها گرفته و اخوندهای حکم تا ان طرف جوی ، فعالین سیاسی و نویسندگانی ول نمی کنند . هر چند که حرفهایشان هم نامربوط نباشد ولی از نطر وقت و محدودیت و احترام به گوش شنوندگان که ممکن است نخواهند بشنوند ،
هر چند سیاست در این پیروزی کم رنگ نبوده است ولی مانند زمان جایزه صلح نوبل خانم عبادی ، از ان مقاطعی است که می شود به آن بالید که یک باری هم اسم ایران به نیکی و درستی یاد می شود .
هم دست فرهادی و هم انتخاب کنندگان درد نکند .
دل نشین بود. من هم برای این آرزوی شما دعا میکنم
بسیار زیبا نوشته اید ولی اگر شما هم مثل من تا اکران فیلم طا قت انتظار ندارید ….می توانید در you tube
در 2 قسمت ببینید.
صرف نظر از اینکه فیلم خوبی بود یا نبود جدایی شیرینی بود.دلم می گیره وقتی آدم هایی مثل ناشناس که تعدادشون هم کم نیست اینطور از موفقیت یک هموطن که مطمءنن در این شرایط دل های خیلی هامون رو گرم می کنه اینطوری حرف می زنن-نه این که اینطوری فکر می کنن نه…که اینطوری حرف می زنن-
راستش من هنوز درک نکردم که چطور این فیلم، که از هیچ جنبه ای شاهکاری نیست اینقدر مورد استقبال قرار گرفته باشد. زبان سینمأی جدیدی رو پیشنهاد نمیکنه، صحنههای فیلم مثل دایره هایی هستند که به دوره نقطه مرکزی داستان، جدایی و دروغ، میگردند بدون اینکه از نظر فرم یا محتوا ذهن تماشاگر رو به مقوله ای جز نقطه مرکزی برسانند و به گونه ای غنیاش کنند. ذهن تماشاگر در عوض زیر بمباران خشونت فکری و جسمی پی در پی کاراکترهأی فیلم قرار میگیرد و …
به نظر میاید که کسی جائی تصمیم گرفته باشد که این فیلمک شاهکار هست و که ناگهان همه دنیا همصدا این حرف رو تکرار کرده باشن. واقعا عجیبه! البته این جمله آخر یک تمثیل هست نه پارانویا.
در خاتمه امیدوارم دوستدارن این فیلم از نوشته من دلخور نشده باشند و که ایران دوستی و افتخار به ایرانی بودنمان به جای خود باقی بماند، با ارادت، میم
میم عزیز،
من فیلم را ندیدم و نمیتونم در مورد فیلم نظر بدم وفتی دیدم مفصل در موردش مینویسم.
… داستانهای الکی، خشونتهای الکی، فیلمهای الکی، جایزههای الکی … و کامنتهای الکی، مانند این
با تشکر از آقای نامجو و در انتظار نوشته شما دوست خوب، میم
عزیزی عزیزم ، نظر شخصی من را در باره فیلم فرهادی میدانی، چند هفته پیش هم در نوشته کوتاهی نظرم را قبل از این همه سر و صدا اعلام کردم .
اما در ارتباط با تیتر مطلب شما ، اگر نگاهی به فیلم بیاندازی ، داستان یک سری انسان عصبی ، پرخاشگر، و دروغگوست. زدن زن ، افتادن بچه چند ماهه از شکم مادر، باستان مرد آلزایمری به تخت، دروغ گوی هایی متمادی، عصبانیت و خود زنی شهاب نشانی از جامعه ای متوحش و دروغگو میدهد.
چیزی در فیلم پیام آور آشتی و صلح نیست.
اگر همان ۲ کلمه فرهادی در ارتباط با مردم صلح دوستش را پاک کنیم که ربطی بافیلم ندارد، آیا باز هم فیلم جدایی نادر از سیمین ، فیلم صلح دوستی است ؟
مخلصیم
پویان
پویان عزیز،
من همانطور که در متن نوشتم فیلم را ندیدم و بهطور مشخص منظورم همان حرف فرهادی در مورد صلح دوست بودن مردم ایران بود. حالا فیلم را که دیدم حتما در موردش مینویسم. همین روزها در تورنتو اکران میشود. دوست داشتم فیلم را در سالن سینما ببینم.
بازتاب: پایانِ «جدایی» و چند گاف | غوزک پلاتینی
آقا من این جا یک کامنت ِخیلی مفصّل گذاشتم… رسیده آیا؟
آهان دیدم رسیده تو یِ اون یکی پُسته؛ که چند «نکته» رو نوشتید…
آره رحمان جان کامنتهای خوب تو همیشه میرسه.
بازتاب: انتخاب ترمه در جدایی | غوزک پلاتینی
بازتاب: The first ever Oscars award won by an Iranian, in the hands of Asghar Farhadi. « Alternate Dream
m منم مثل بقیه فکر میکنم چاشنی سیاسی ان برهنرش بیشتر بود اما. درهرحال برای ایران بلا زده باسخنرانی اقای فرهادی ارزشش را داشت