چگونه میتوان جلوی جنگ و قحطی را گرفت؟
4 فوریه 2012 3 دیدگاه
جنگ و قحطی، حاصل از تحریمهای گسترده، چون کرکسی گشاده بال بر فراز سر ملتی نیمهجان، اسیر حکومتی و دولتی مردمستیز و مستبد، میچرخد. مردمی که سی و دو سال پیش در انقلابی که تحسین جهانیان را برانگیخت برای «آزادی» و «استقلال» به پاخواستند اکنون به وضعیتی دچار شدهاند که نه راه پیش دارند نه راه پس. وضعیتی که بنبست به تمامی ست. ادامهی وضعیت موجود غیرممکن است. فساد اقتصادی، از همپاشیدهگی شیرازهی اجتماعی، نسل جوانی که با دنیا و مفاهیم و زندهگی آزاد آشنا شده است و نمیتواند زیر بار تحمیل هر روزهیی که از نوع لباس پوشیدنشان تا اتاق خوابشان را در کنترل دارد برود، روابط خارجی ویران شدهیی که در منظر جهانیان از ملتی صلحجو و خواهان رابطهی برابر با دنیا جنگطلبانی ستیزهجو و فاقد هرگونه دیپلماسی ساخته است…
بخش وسیعی از مردم ایران در تمام سالهای گذشته تلاش کردهاند با کوتاه آمدن از مطالباتشان اصلاح وضعیت موجود را بخواهند اما هر روز که میگذرد از این که اصلاحی ممکن باشد مایوستر میشوند و در دوسال گذشته و بعد از شکلگیری «جنبش سبز» و هزینههای بسیاری که پرداخت کردند و عزیزترین عزیزانشان به خاک سرد سپردند تا شاید این سرزمین بلادیده سبز شود اما دریغ و درد که گویا هیچ عقلانیتی در کار نیست و آن که به قد ارزنی درایت و بصیرت دارد و حتا برای حفظ نظام موجود تلاش میکند و اصلاح آن را میخواهد یا در گوشهی زندان است یا در حصر خانهگی… و از سوی حکومت هم مرغ یک پا دارد و این راه گویا قرار است تا غایت نابودی طی شود.
به هر حال به نظر میرسد امروز دیگر مسلم شده است که ادامهی وضع موجود ممکن نیست و اصلاح آن هم حتا اگر خواست مردم باشد خواست صاحبان قدرت نیست و اگر فکری نکنیم و راهی نجوییم چه بخواهیم و چه نخواهیم عاقبتی شوم در انتظارمان است. راه برون رفت از این بنبست تنها از خیابان و حضور و ابراز وجود میگذرد ۲۵ بهمن در راه است و فرصتی دیگر تا علیه اشغال نظامی ایران و علیه تحریمهایی که فقر و فلاکت را میگستراند و ایران را به ویرانه تبدیل میکند کاری بکنیم. مردم ایران باید بر خواستههای دستکمی خود پافشاری کنند و نشان دهند «فتنه» کسانی هستند که دارند ایران را به پرتگاه جنگ و قخطی سوق میدهند. مردمی که نتوانند خواست و ارادهی خود را ابراز کنند سرنوشت شومی را باید انتظار بکشند این سنت تاریخ است که خاموشی ویرانی به همراه میآورد و آبادانی حاصل حضور انسان است و تلاش او برای تغییر، ویران کردن و ساختن، شخم زدن و دانه پاشیدن، دست روی دست گذاشتن حاصلی جز و فلاکت ندارد. این نیست که اگر در خانه بنشینیم از گزند روزگار در امان میمانیم خانه را برسرمان خراب میکنند باید انتخاب کنیم یا مردن زیر سقف یا زیستن در خیابان.
![]()
نوشتههای پیشین
نگاهی به نوشتههای گذشته میتواند محکی باشد برای ما که در گذشته چه گفتیم و حرفهایمان کجاها درست بوده است و کجاها به خطا رفتهایم. بخشی از نوشتههای گذشته خود ر که در وبلاگ شبح زمانی که در ایران زندهگی میکردم و شاید دید واقعبینانهتری از وضعیت داشتم اینجا پیوند میدهم:
* نه شيطان بزرگ، نه فرشتهی نجاتPosted on 17 آوریل 2003 بدست شبح (۹ سال پیش)
اين روزها در بين برخی از اقشار مردم کشورمان اين تز که آمريکا میتواند ايران را نجات دهد و از بنبست فعلی برهاند رواج پيدا کرده است. هر چند با ديدن حمله وحشيانه و ويرانگرانهی ارتش مهاجم آمريکا و انگليس آن خواب خوش که نيروهای متجاوز با بمبها و موشکهای کنترل شده فقط به سران رژيم و مدافعان آن کار دارند و به مردم آسيبی رسيده نمیشود آشفته شده است اما هنوز اين دلخوشی وجود دارد که فشارهای آمريکا موجب فروپاشی رژيم شود و نظامی دمکراتيک و آزاد جایگزين نظام فعلی شود دموکراسی و آزادی و رفاه در کشور برقرار گردد! آيا اين تفکر درست است؟ (ادامه مطلب)
* انسانيت فراموش شده. (۸ سال پیش)
وقتی ارتش آمريکا افغانستان را با حملهیی برقآسا اشتغال کرد و قصد اشغال عراق را داشت در عيددينیهای سال گذشته. بسياری از ايرانيان عمدتا طبقهی متوسط که همواره در جستوجوی قدرت هستند و میخواهند با چسباندن خود به قدرتبرتر وضعيت زندهگیشان را بهبود ببخشند با شوق و ذوق از اشغال غريبالوقع ايران توسط آمريکا خبر میدادنند. اما با حملهی آمريکا به عراق و کشتار مردم بیگناه اين کشور اين شوق و ذوق به ياس گراييد. گروهی که فکر میکردنند بدون پرداخت کوچکترين هزينهیی میتوانند به رفاه و آسايش برسند با چشمان خود ديدند که سربازان آمريکایی و انگليسی برسر مردم عراق نقل و شيرينی نمیريزند و هر چه هست مرگ است و فريب. (خواندن ادامهی مطلب)
* جنگ! هميشه نه!Posted on 30 ژانویه 2005 بدست شبح (هفت سال پیش)
وقتی میگويم مخالف “اعدام” هستم ديگر چون و چرا و اگر و مگر و ماده و تبصره برایاش نمیگذارم. اعدام تحت هر شرايطی و هر انگيزه و هر “هر” ديگری غلط است و من مخالف آن هستم. ساير اصول بنيادی که به آن رسيدم هم همينطور است. مانند “آزادی بيان”، “حقوق کودکان”،… و “جنگ”. من مخالف جنگ هستم هر جنگی! “جنگ رهاییبخش” و “جنگ دفاعی” و … هر جنگی در جهان بايد متوقف شود. موشک و بمب و توپ و تفنگ بايد به موزهها سپرده شود. پس هر وقت بشنوم جنگی در جایی صورت گرفته است و کسی دارد برسر کسانی بمب میريزد و کشوری را اشغال میکند بدون آن که طرفهای درگير چه کسانی هستند اصل جنگ و کشتار را محکوم میکنم. در جنگ هيچ نعمتی نيست که سراسر نکبت است. (ادامهی مطلب)
* تشر و نیشگون یا جنگ و تغییر رژیمPosted on 15 ژوئن 2007 بدست شبح (۵ سال پیش)
شاید هیچ سخنی بهتر از سخن احمدینژاد نتواند اقدامات آمریکا علیه جمهوری اسلامی را نمایان کند احمدینژاد در آخرین سفر استانیاش گفته است:«آنها میخواهند یکبار دیگر به ایران تشر بزنند و نیشگونی بهنام تحریم از ملت ایران بگیرند.» (هممیهن پنجشنبه ۲۴ خرداد) تشرزدن و نیشگون گرفتن دقیقا کاری است که آمریکا در سه دهه گذشته علیه جمهوری اسلامی انجام داده است و هرگز پا را فراتر نگذاشته است دریغ از یک سیلی چه رسد به این که بخواهد تا سرحد مرگ این فرزند گاه ناخلف خود را مجازات کند.
صحبت از حملهی نظامی آمریکا به ایران زیاد شنیده میشود گروهی نگران هستند و گروهی هلههله میکشند و خوابهای طلایی میبینند گروه دیگری جبههی سوم تشکیل دادهاند و شعار «نه بمب نه جنگ» سر میدهند غافل از این که نه بمبی در کار است و نه جنگی. (ادامه مطلب)
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من!Posted on 16 ژوئن 2007 بدست شبح (۵ سال پیش)
نوشتهی سردستی قبلیام در مورد حملهی آمریکا به ایران، بحثهایی را در نظرخواهی موجب شد. با آنها که هیچ منطقی جز ناسزاگویی ندارد که طبعا حرفی برای زدن ندارم بگذار خوشباشند و کینههای تلنبار شدهیشان را برسر شبخ خالی کنند اما دوستان منتقدی هم بودند که حرفهای درستی داشتند و نیاز به باز کردن موضوع است. یکی از نظراتی که جالب و قابل بحث است نظر دوستمان لرد شارلون عزیز است. (ادامه مطلب)

سلام
ميشه لطف كنيد يك دعوتنامه بالاترين براي بنده ارسال بفرماييد؟
خيلي خيلي ممنون ميشم
الان ندارم بهدست آوردم چشم.
بازتاب: ترس معقول | غوزک پلاتینی