مسافر
۱۳۸۰ – سریال مسافر
قسمتهایی از سریال مسافر در یوتیوپ
شناسنامه
مدت: ۲۳ قسمت ۴۵ دقیقهای
سیستم ضبط: بتاکم
تعداد بینندگان: ۷۳ درصد.[۲]، میزان مطلوبیت:۸۸ درصد در حد زیاد و خیلی زیاد.[۳]
شبکهٔ تلویزیونی سفارش دهنده: شبکهٔ پنجم (تهران) صدا و سیما
اسپانسر(حامی): ستاد مبارزه با مواد مخدر
پخش شده: شبکه پنج سیما، شبکه جامجم، شبکههای استانی کشور. شبکههای ماهوارهیی فارسی
دستاندکاران
تهیهکننده: مصطفی عزیزی
کارگردان: سیروس مقدم
نویسنده: مصطفی عزیزی
مدیر تصویربرداری: جواد حمیدی صفا
آهنگساز: کارن همایونفر
صدابردار: فرشید احمدی
دستیار اول کارگردان: میترا منصوری
تدوین: مهدی اسدی
برنامهریز: الهام غفوری
دستیار۲ کارگردان: شهرام باباپور
طراح صحنه و لباس: فروزان جلیلیفر
چهرهپردازی (گریم): حمید مهیندوست، فاطمه حاتمآبادی
مدیر تولید: احمد کاشانچی
مدیر تدارکات: محمود خسروی، مهدی طنابچی
مجری طرح: شرکت فیلمسازی و تبلیغاتی کلک خیال.
خلاصهی داستان
آنچه در زیر میآید ممکن است قسمتهایی از داستان یا پایان ماجرا را لو دهد!
همه چیز از پشیمانی پیرمردی (آتش تقیپور) در بستر مرگ آغاز میشود! در بیست و پنج سال پیش مراسم عروسی دختر(آناهیتا نعمتی – در نقش مادر) این پیرمرد بر اثر لجاجت او بهم میخورد. داماد(جمال اجلالی) دو سال بعد به زندان میافتد و عروس در هنگام وضع حمل دخترش، افسانه (آناهیتا نعمتی)، فوت میکند. بعد از پیروزی انقلاب پدر افسانه از زندان آزاد میشود و قیومیت دخترش را بدست میآورد و برای همیشه او را از زندگی پدربزرگ (آتش تقیپور) خارج میکند.
اکنون پس از گذشت سالها پدربزرگ از کردهی خود پشیمان است و میخواهد جبران مافات کند به همین دلیل از نوهی خود رضا (دانیال حکیمی) که در فرانسه زندگی کند میخواهد که به کشور برگردد و افسانه را پیدا کند و ثروتی را که سهم مادر اوست به او بدهد.
رضا در جستوجوی خود با دوست دوران کودکی افسانه، منیژه (پانتهآ بهرام) آشنا میشود. منیژه به همراه پدرش (کیومرث ملک مطیعی) و مادرش (صدیقه کیانفر) و برادرش (حمید مهیندوست) و زن برادرش (ساناز سماواتی) زندگی میکند که افرادی معتاد و خلافکار هستند. بعد از این که متوجه میشوند پای ارث و میراث زیادی در بین است قصد کلاهبرداری از آنها را دارند به همین دلیل پیش دایی منیژه، مجید (ابوالفضل پورعرب) میروند تا او نقشهٔ برای این کار بکشد.
مجید هم معتاد و خلافکار است و نقشههای زیادی برای به دام انداختن افسانه میکشد. افسانه پزشک شدهاست و در یک بیمارستان کار میکند رئیس بیمارستان دکتر صارمی (حمیدرضا افشار) قصد ازدواج با افسانه را دارد دوست افسانه (شیوا ابراهیمی) از این موضوع با اطلاع است. دکتر صارمی سعی میکند نقشههای مجید را افشا کند اما مجید به همراه بستگان و دوستاش کامران (فرداد صفاخو) نقشهٔ خود را پیش میبرد تا این که…
در مطبوعات
در هنگام تولید و پخش این مجموعه، گزارش، مصاحبه با دستاندرکاران و نقد و بررسیهای گوناگونی در نشریات مختلف منتشر شد که به چند نمونه از آنها اشاره میشود:
-«پورعرب در سریالی دیگر بازی میکند». ابرار. 29 اردیبهشت ۱۳۷۹. ۳۳۳۱، ۵.
-رضایینژاد، حمیرا. «اعتیاد بیماری است نه جرم (گزارش پشت صحنه از مجموعه تلویزیونی «دست تطاول» به کارگردانی «سیروس مقدم»)». ابرار. ۳ شهریور ۱۳۷۹. ۳۴۱۴، ۵.
-«رنگ»دست تطاول» خاکستری و نارنجی است(گفتگو با سیروس مقدم، کارگردان)». جامجم. ۳۱ شهریور ۱۳۷۹.سال اول ۱۲۱، ۳.
-دانشآشتیانی، نغمه. «بیمارستان ۱۰۰۰تختخوابی در انحصار آفرینندگان «دست تطاول» ( گزارشی از پشت صحنه یک سریال)». جامجم. ۶ مهر ۱۳۷۹.سال اول ۱۲۶، ۱۰.
-بدری، راحله. «به دنبال یک گمشده (گزارش اختصاصی آفرینش از پشت صحنه سریال تلویزیونی مسافر)». آفرینش. ۱۷ مهر ۱۳۷۹.سال سوم ۸۹۸، ۱۴.
-نصرتخواه، یوسف. «گفتگو با مصطفی عزیزی نویسنده و تهیهکنندهٔ مجموعه «مسافر»». سینما ویدئو. ۲۰ آذر ۱۳۷۹.سال هفتم ۲۷۱، ۴.
-اصغری، شبنم. «همچون برگهای پائیزی (گفتگو با کارگردان، تهیهکننده و نویسنده فیلمنامه مجموعه تلویزیونی مسافر». سروش. ۸ آبان ۱۳۷۹.سال بیست و دوم ۱۰۱۱، ۱۲.
-«مجموعه «مسافر» نه مبتذل است، نه سطح بالا، در نقطه تعادل قرار دارد». انتخاب. ۱۸ آبان ۱۳۷۹. ۴۶۱،
-«گفتگو دستمزد ۲۷ میلیون تومانی پورعرب تکذیب شد». هدهد. ۲۴ آذر ۱۳۷۹.جدید ۱۳۶، ۴.
-نجفیتبریزی، محمدعلی. «چرا مخاطب را ساده میانگاریم؟». کیهان. ۵ اریبهشت ۱۳۸۰. ۱۷۰۷۱، ۹.
-«مصطفی عزیزی: و یک مسافر دیگر». سینما. ۲۸ آذر ۱۳۸۰.سال دهم ۵۰۷، ۴.
-نعمتیانارکی، داوود. «تلاش «مسافر»براینجاتمعتادان( نظرسنجی مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامههای صداوسیما درباره یک سریال)». جامجم. ۶ شهریور ۱۳۸۰.سال دوم ۳۸۰، ۱۰.
-پاکی، قاسم. «زاویه». رازینوس. اسفند ۱۳۸۳.سال اول ۳، ۳۰.
پیوندها
* در ایامدیبی
* در ویکیپدیا فارسی
* قسمتهایی از سریال مسافر در یوتیوپ
* عکسهایی از پشتصحنه و عوامل مسافر و تصویر بعضی از نقدهای مطبوعات



آقای عزیزی
زمانی که این سریال پخش می شد ، در ایران بودم و دوستش داشتم . عالی بود .
مصطفی عزیزی یک اسم بود مثل اسم های دیگری که در عنوان بندی ها می دیدیم . اکنون با آن مصطفی عزیزی رفاقت داریم و استاد ماست در یک کلاس فیلم دیدن . عجب دنیایی ست !
استاد عزیزی . مفتخریم برای شاگردیتان
مهدی عزیز،
شرمنده کردی مرا با این یادداشت پر از مهرت. افتخار میکنم هنرمند بزرگی مانند تو حتا از سر لطف و مهربانی چنین مرا خطاب قرار دهد. باز هم ممنون.
بازتاب: من و شبحم! | غوزک پلاتینی
بازتاب: من و شبحم! | غوزک پلاتینی