گلی شیفتهی شکفتن
18 ژانویه 2012 47 دیدگاه
این روزها سه خبر از سینمای ایران منتشر شده است که نشان از عمق وضعیت بهشدت پارادوکسیکال سینمای ایران و جامعه ایرانی دارد. از یک سو وزارت فخیمهی ارشاد خانهی سینما را منحل کرده در آن را میبندد و از سوی دیگر اصغر فرهادی جایزهی گلدن کلوب را برنده شده است و میرود تا نخستین اسکار ایرانی را به خانه ببرد و از سوی دیگر در مجلهی فیگارو عکس نیمه برهنهی گلشیفتهی فراهانی همراه با چند بازیگر جوان دیگر منتشر شده و در آنونس مراسم جشنوارهی سزار ۲۰۱۲ نیز برهنه ظاهر شده است.
بستن خانه سینما موجب شادی و تشفی قلوب برخی از سینماگران ولایی و سینماگران انحرافی(!) شده بود که ناگهان برنده شدن اصغر فرهادی آب سردی روی آنان ریخت. آقای فرجالله سلحشور عنان از کف داد و اصغر فرهادی را به دزد و پزشک سازندهی افیون و هر چه دم دستاش رسید متهم کرد تا بلکه اندکی از آنش درون و بیرونش کاسته شود و هنوز این سوزش جانکاه درمان نشده بود که عکس و فیلم نیمه برهنهی گلشیفته فراهانی داغ دل خیلیها را تازه کرد.
گفتن ندارد که تصمیم رهاورد فراهانی، که او را با نام گلشیفته میشناسیم، برای شرکت در کار گروهی که مجلهی فیگارو از تعدادی از بازیگران جوان خواسته است یا بازیاش در آنونس جشنوارهی سزار تنها و تنها به خود او مربوط است و در شرایطی عادی نه تشویق دارد نه تقبیح که کار خاصی نیست و حتا هنجارشکنی هم در کار نیست او بازیگری جهانی ست و اکنون شهروند فرانسه است این کار مطابق با معیارهای آنجا، حداقل چند دهه است، که عملی هنجارشکن و انقلابی و رادیکال هم محسوب نمیشود و کاملا عادی ست. اما چیزی که به کار گلشیفته فراهانی وجهی تازه میدهد ایرانی الاصل بودن اوست و ایران اکنون کشوری است که ریاکاری در آن حرف اول و آخر را میزند.
تقدسگرایی و ریاکاری دوروی یک سکه اند. یعنی هر گاه چیزی در جامعه مقدس میشود و شمشیر حاکم شرع حافظ آن، ریاکاری و دورویی هم در آن جامعه نهادینه میشود. بیدلیل نیست که حافظ میگوید:
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند. حافظ
بسیاری از دختران ایرانی آرزو میکنند جای گلشیفته باشند و آنان که به او حمله میکنند بیش از دیگران در ضمیرناخودآگاهشان علاقه دارند جای او باشند. تجربه به من نشان داده است کسانی که خشمگینانه نسبت به چیزی واکنش تعصبوار دارند چیزی سرکوب شده در جانشان عذابشان میدهد. در جامعهی آزاد که شما میتوانید آنچه میخواهید باشید و چیزی در درونتان سرکوب نمیشود واکنشها عادیتر و طبیعیتر است.
ما امروز نمیتوانیم از افکار عمومی در ایران صحبت کنیم زیرا امکان ابراز عمومی افکار وجود ندارد تا ما از افکار عمومی ایرانیان صحبت کنیم. برای مثال جامعهی ایرانی در خارج از ایران به هیچوجه با «حجاب» تداعی نمیشود و این وضع کم و بیش در جامعه داخل ایران هم صدق میکند. اگر آزادی پوشش برای زنان در ایران وجود داشته باشد بیشک برخی از خانمها ترجیح میدهند با «حجاب» باقی بمانند اما بخش دیگری ترجیح میدهند پوشش متفاوتی داشته باشند و پس از مدتی این موضوع کاملا شخصی تلقی میشود و داشتن یا نداشتناش کسی را عذاب نمیدهد.
گلشیفته فراهانی قبل از این که «ایرانی» یا «زن» باشد، «دختر» و «همسر» کسی یا حتا «بازیگر» و «هنرمند» باشد «انسان» است انسانی که باید فارغ از تمام این نقشها خودش باشد و این حق را داشته باشد که در مورد خودش و جسم و روح و روان خودش تصمیم بگیرد. ما حق داریم از این کار او خوشمان بیاید یا بدمان بیاید اما حق نداریم از او بخواهیم آنگونه عمل کند که ما میخواهیم. چیزی که ما میتوانیم مترقیانه بخواهیم این است که انسانها ریاکاری نکنند و همان باشند که هستند نه آنگونه که قدرتهای حاکم یا سنتها یا بازار و قدرتهای مالی از آنان میخواهند انسان باید از شیوارهگی رهایی پیدا کند و به خویشتن خویش بازگردد و به این بیگانهگی تاریخی خاتمه داده شود.
گلشیفته فراهانی نه فرشته است نه شیطان، نه قهرمان است نه خبیث و ضدقهرمان او زنی ۲۹ ساله است با سابقهی درخشانی در بازیگری و اکنون ایرانیتباری ست با کارنامهیی جهانی و ایرانیان اگر آزادی را میخواهند باید آن را به تمامی بخواهند هیچ کار نیمه نصفهیی به مقصد نمیرسد.
متاسفانه فشارهای وارده به مادرش فهیمه رحیمنیا و پدرش بهزاد فراهانی موجب میشود این عکس را فتوشاپی بنامند و مجلهی فیگارو عکس را حذف کند و این نشان میدهد ایرانی بودن چون بختکی بر سر ایرانیان افتاده است و هر کجای دنیا هم که بروند از آن خلاصی ندارند.
خبرهایی که امروز از ایران میشنویم این است که حکم اعدام سعید ملکپور تایید شده است. پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی بازداشت میشوند و محدودیتها روزبهروز برای زنان و مردان بیشتر میشود و در خارج از ایران هم این محدودیتها ادامه دارد.
وقتی به سینما میرویم و «دربارهی الی» را تماشا میکنیم از گلشیفته فراهانی که نقش سپیده را بازی میکند انتظار داریم راست بگویید اما در جهان واقعی میخواهیم بنا بر این مصلحت یا آن مصلحت دروغ بگوید و خودش نباشد. آنچه فتوشاپی و تقلبی است گلشیفتهی دوازده ساله در «درخت گلابی ست» که در خانه مجبور است روسری و مقنعه به سر کند گلشیفتهی فیگارو همان گلشیفتهی حقیقی است که باید باشد بدون اجبار و زور قدرتهایی که فراسوی مرزهای هم میتوانند قدرت خود را اعمال کنند.
برای ساختن ایرانی آزاد باید اندیشهی خود را از غبار و زنگار قرنها بزداییم و و دست از قضاوت مدام و خوب و بد کردن آدمها برداریم و سعی نکنیم هنجارهای خودمان را هنجارهای ملی و فرهنگی و حتا دینی بنامیم و یاد بگیریم تنها در جامعهیی آزاد میتوان از هنجار صحبت کرد که جامعهی دیکتاتوری زده آنچنان معوج است که هنجار و ناهنجارِ ارزش و ضدارزش، در آن جای عوض میکنند. وقتی آزادی نباشد هیچ چیز ارزشی ارزشمند نیست و هر هنجاری ناهنجاری ست.
پینوشت
تماشای این ویدئو و شنیدن حرفهای گلشیفته میتواند برای آنان که مدعی هستند گلشیفته چون آنگونه که ما میخواهیم رفتار نمیکند پس مردم خود و ایران را فراموش کرده است خالی از لطف نیست تا ببینیم چه کسانی مردم خود را فراموش کردهاند آنان که چشم خود را بر این همه ظلم و ستم میبندند اما دیدن عکسی از گلشیفته رگ غیرتشان را غلمبه میکند یا کسانی مانند گلشیفته که جسم و جان خود مایه میگذارند تا شمعی روشن کنند و اندکی از این ظلمات پر از دروغ و ریا بکاهند.
Golshifteh Farahani star iranienne interview France 2
خلاصهیی از گفتوگو به نقل از صفحهی گلشیفته فراهانی در فیسبوک
گلشیفته فراهانی مصاحبه با كانال دو فرانسه: ما سی و اندی ست كه دولتی مذهبی و ایدئولوژیك داریم و دیگر كافی است! خسته شده ایم! در این مصاحبه گلشیفته می گوید كه چطور بعد از بازی در فیلم “مجموعه دروغ ها” و همبازی شدن با دی كاپریو به ایران بر می گردد و به محض ورود به ایران مورد بازجویی قرار می گیرد. پاسپورتش را می گیرند و ممنوع الخروج می شود. نمی تواند به لندن برای بازی در فیلم دیگری كه به او پیشنهاد شده، برود. بازجویش حتا به او می گوید كه به اصغر فرهادی بگوید كه نمی خواهد در فیلم «درباره ی الی» بازی كند. مجری از او درباره ی بازی قدرت در ساختار سیاسی ایران می پرسد و او می گوید كه همه كاره رهبر است و اوست كه تصمیم ها را می گیرد. گلشیفته اشاره می كند كه چگونه به نظر دولت و سیستم ایدئولوژیك ایران، مادامی كه هنر و هنرمند و بازیگر و موسیقی در خدمت انها باشد و در طبل انها بكوبد، خوب و عالی هستند اما اگر سر ناسازگاری با انها بردارد و به انتقاد بپردازد، بیهوده و شیطانی ست. گلشیفته می گوید كه بهار عربی با انچه كه بهار ایرانی ست متفاوت است . مطالبات ملت ایران متفاوت است و ما سی و اندی ست كه دولتی مذهبی و ایدئولوژیك داریم و دیگر كافی است! خسته شدهایم!(منبع)
جستارهای مرتبط
*برهنهگی در یادداشتهای زنی سرکش
* علیا المهدی و کاریکاتورهای ایرانیاش
پیوند به بیرون
* Espoirs 2012, génération spontanée (عکس گلشیفته حذف شده است.)
* (CÉSAR 2012 – RÉVÉLATIONS) Espoirs 2012, génération spontanée (فیلم اصلی در مادام فیگارو)
ترجمهی فارسی متن فیلم «من به رویاهای شما جان میبخشم»
من را نگاه کن
در این لحظه برهنهام
رها از بند تن و روان
رنج اصلی من از «خود» است
من تن و روان خود را در برابر شما میگشایم
هنوز باکره و دست نیافتنیام
درآشفتگیها غرق میشوم
دی-ان-ا من در وجودم حک شده است
و به رقص در میآیم
تو به من اعتبار میبخشی
هنر من نقش بازی کردن است
من به رویاهای تو جان میبخشم
من احساسات لطیف تو را بر میانگیزم
همچون میوههایی روی زبانم
من تنم را بر برابر دیدگان شما میگذارم
در پستی از بازی و شهود
بکر
با اشکها و لبخندها
نفس تن را بند میآورم
با صدا، با نور
من خودم را ابله جلوه میدهم
برای نا ممکنهای شما
برای ناگفتنی های شما
که پنهان میمانند
اگر سردم باشد یا هراسان باشم
زمان بیشماری ناشنوا باقی میمانم
در برابر ساعتی که در خلا غوطه ور است
من باور کردنی هستم
من غوطه ور میشوم
در این لحظه رها از قید تن و روانم
تن و روانم را در برابر شما میگشایم
من را نگاه کن
من را نگاه کن
ورود آزاد است. (منبع)


دیدگاههای تازه