زنان ایران و رهبری جنبش
8 مارس 2012 13 دیدگاه
زنان در ایران به شکل متناقض و غریبی در حالی که نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی، حداقل طی صد سال اخیر داشتهاند، اما از جایگاه شایسته و بایستهیی برخوردار نیستند. در ایران زنان همپای مردان و گاه بیش از آنان در انقلابی که منجر به سقوط محمدرضا پهلوی و نظام پادشاهی در ایران شد تلاش کردند و نقش داشتند اما از همان فردای پیروزی انقلاب بسیاری از حقوقی را که سالها برای بهدستآوردنش تلاش کرده بودند از دست دادند و رفته رفته با تثبیت جمهوری اسلامی این حقوق بیش از پیش مورد هجوم قرار گرفت تا جایی که به نابرابری در بسیاری از قوانین کشید و اصل سادهی آزادی پوشش هم بهکلی برچیده شد و جامعه به حدود صد سال قبل بازگشت و حجاب اجباری شد.
اما این یک روی سکه است روی دیگر سکه این است که زنان ایرانی از نظر میزان تحصیلات، رتبههای علمی و هنری و ادبی و ورزشی، اشتغال… جایگاه بهمراتب بالاتری نسبت به قبل از انقلاب پیدا کردند. درصد زنان دانشجو و دارای مدارک تحصیلی بالا آنچنان رشد داشته است که بههیچوجه با ساختار حکومتی موجود در تناسب نیست. در زمینهی فعالیتهای سیاسی و مبارزات سیاسی نیز زنان در تمام سالهای بعد از انقلاب نقشی شگرف داشتهاند و از میزان زندانیان سیاسی و اعدام شدهها میتوان پی به حضور فعال زنان در مبارزات سیاسی برد.
تناقض شگرف این است که زنان ایرانی با این میزان رشد اجتماعی که بهدست آوردهاند هنوز از بسیاری از حقوق سیاسی و اجتماعی و مدنی محروم هستند. آنان نقش بسیار اندکی در ساختار سیاسی حکومت و دولت دارند و برخی از پستهای حکومتی مانند «ولیفقیه» و «ریاست جمهوری» و «قضاوت» را طبق قانون نمیتوانند بهدست آورند.
موضوع حجاب و پوشش اجباری دیکتاتوری هرروزهیی را به آنان دیکته میکند و هیچ جناح و گروهی در حکومت ایران چه گروه حاکم چه آنان که اصلاحطلب خوانده میشوند و چند سالی است از قدرت رانده شدهاند هیچ حرفی در مورد برداشتن قانون حجاب اجباری که جزو ابتداییترین حقوق انسانی محسوب میشود نمیزنند و هیچ برنامه و حرفی برای آن ندارند. چگونه میشود کمترین صحبت از آزادی داشت بدون این که به اصل سادهی آزادی پوشش پرداخت.
قوانین تبعیضآمیز دیگر مانند قوانین ارث یا دیه یا حق طلاق و موارد حقوقی بیشماری که زنان را به عنوان شهروند شمارهی دو محسوب میکند جزو قوانین بدون تغییری ست که از ناشی شده از شرع قلمداد میشوند و در دستور کار هیچ جناحی حذف این قوانین نیست و توجیحات عجیب و غریبی برای وجود این قوانین صورت میگیرد.
پس از انتخابات ریاست جمهوری که منجر به جنبش فراگیر مردمی موسوم به جنبش سبز شد بار دیگر زنان نشان دادند که در صف مقدم تغییرات و مبارزه برای زندهگی بهتر هستند. ندا آقاسطان بارزترین نماد این جنبش شد و زنان بسیاری از مادران کشتهشدهگان تا فعالان سیاسی و اجتماعی مانند «نسرین ستوده» و دهها زن جوان و میانسال دیگر که به زندان افتادند یا زنانی که بار اصلی مبارزه برای آزادی همسران زندانیشان را بهدوش میکشند بندهی جنبش را تشکیل دادند.
با تمام اینها مشکل زنان ایرانی این است که نتوانست اند زنانی را در رهبری و سطوح بالای مبارزه سیاسی به عنوان خط دهنده معرفی کند. اکنون چه در میان رهبران جنبش سبز یا اصلاحطلبها چه در خارج از جمهوری اسلامی چهرهی مورد وثوقی، از زنان، که جریان اجتماعی وسیعی را پشت سر خود داشته باشد وجود ندارد. کسی مانند «شیرین عبادی» شاید میتوانست یکی از این چهرهها باشد که متاسفانه با فرصتسوزی غریب تبدیل به یک فعال حقوقبشری دست چندم شد. در اپوزیسیون خارج از کشور هم هر چند زنان پرشماری وجود دارند اما هیچکدام نتوانستهاند به عنوان چهرهیی که بهطور ویژه مطالبات زنان را پیگری میکنند و در عین حال رهبری مبارزهی اجتماعی را هم در دست دارند نمود و بروز پیدا کنند و این بزرگترین چالش روبهروی زنان است. زنان ایرانی باید بدانند تا در رهبری مبارزات سیاسی نقش بارز و تثبت شدهی خود را ایفا نکنند نمیتوانند به حقوق اولیه خود برسند زنان ایرانی باید از زیر سایهی مردان رهایی پیدا کنند و از جماعت حامی مردان به خط دهنده و رهبری جنبش تبدیل شوند.
البته باید توجه داشت این موضوع به شکل مکانیکی آنچنان که در دولت احمدینژاد اتفاق افتاد یا در برخی از نیروهای اپوزیسیون وجود دارد معنا و مفهوم پیدا نمیکند این به این معنا هم نیست هر زنی به صرف زن بودنش خوب است و از حقوق زنان و از حقوق زحمتکشان و مردم دفاع میکند این تنها به این معناست که علیرغم حضور گستردهی زنان در لایههای پایینی و میانی جنبش در سطح رهبری جنبش و مبارزات سیاسی زنان حضور بایسته و شایستهیی ندارد و باید به این خودباوری برسند و خیزبردارند برای حضور در رهبری جنبش و از تنها در سایه مردان گامبرداشتن و به عنوان همسر رهبران یا مادر کشتهشدهگان و زندانیان فعالیت کردند خارج شوند و در قامت رهبری جنبش حضور و نمود پیدا کنند.
۸ مارس روز جهانی زنان بر تمام زنان جهان که برای بهبود زندهگی انسانی و آزادی و برابری تلاش میکنند مبارک باد و به امید روزی که زنان ایرانی بدون هیچ مرحلهبندی و کوتاه آمدن از حقوق اولیه خود بهخاطر مصلحتهای دروغینی که جامعهی مردسالار با زبانبازی برایشان تعیین میکنند تلاش کنند تا با قدرت حقوق خود را بازستانند که هرگز با ناز و تمنا هیچ حقی در جهان به دست نیامده است و هر ملتی و هر گروه و هر طبقهیی اگر به حقی و حقوقی دست یافته است بدانید و شک نکنید که با قدرت آن را به دست آورده است و نگه داشته است.
جستارهای همبسته
* در ستایش نسرین ستوده
* سیلی زنانه







دیدگاههای تازه